تبليغاتX
علم و زندگی

علم و زندگی

فنی مهندسی برق الکترونیک اجتماعي روانشناسي فرهنگي مدیریت طنز و سرگرمي عکس و فیلم

ميكرو كنترلرهاي avr

میکرو کنترلرهای Avr


در این مقاله قصد معرفی میکروکنترلرهای AVR.مشخصات سخت افزاری.ساختار داخلی و در آخر نحوه آموزش نوشتن برنامه در این میکروکنترلرها را داریم پس با ما باشید.خانواده میکروکنترلرهایAVR شامل طیف گستردهای از آی سی ها است که از ۸ پایه شروع و به ۶۴ پایه ختم میشود.اما در بین این طیف گسترده تعدادی از این آی سی استفاده عمومی تری دارند مانند:ATMEGA32 که در تمام مثالهای آورده شده در این مقاله از این آی سی استفاده شده است




مشخصات سخت افزاری ATMEGA32


شکل ظاهری و پایه ها:

ATMEGA32 در سه نوع بسته بندی PDIP با 40 پایه و TQFP با 44پایه و MLF با 44 پایه ساخته میشود که در بازار ایران بیشتر نوع PDIP موجود میباشد .ATMRGA32 دارای چهار پورت 8بیتی ( 1 بایتی ) دارد که علاوه بر اینکه بعنوان یک پورت معمولی میتوانند باشند کارهای دیگری نیز انجام میدهند . بطور مثال PORTA میتواند بعنوان ورودی ADC (تبدیل ولتاژ آنالوگ به کد دیجیتال ) استفاده شود که این خاصیت های مختلف پورت در برنامه ای که نوشته میشود تعیین خواهد شد .ولتاژ مصرفی این آی سی از 4.5 V تا 5.5V میتواند باشد .فرکانس کار هم تا 16MHz میتواند انتخاب شود که تا 8MHz نیازی به کریستال خارجی نیست و در داخل خود آی سی میتواند تامین شود . فرکانس کار از جمله مواردی است که باید در برنامه تعیین شود . لازم به ذکر است که این فرکانس بدون هیچ تقسیمی به CPU داده میشود . بنابراین این خانواده از میکروکنترلرها سرعت بیشتری نسبت خانواده های دیگر دارند .پایه ی شماره 9 نیز ریست سخت افزاری میباشد و برای عملکرد عادی آی سی نباید به جایی وصل شود و برای ریست کردن نیز باید به زمین وصل میشود .پایه های 12 , 13 نیز برای استفاده از کریستال خارجی تعبیه شده است .


ساختار داخلی ATMGA32


برنامه ای که برای میکروکنترلر در کامپیوتر نوشته میشود وقتی که برای استفاده در آی سی ریخته میشود ( توسط پروگرامر مخصوص آن خانواده ) در مکانی از آن آی سی ذخیره خواهد شد بنام ROM . حال در ATMEGA32 مقدار این حافظه به 32KB ( 32 کیلوبایت ) میرسد .در این آی سی مکانی برای ذخیره موقت اطلاعات یا همان RAM هم وجود دارد که مقدارش 2KB است .در RAM اطلاعات فقط تا زمانی که انرژی الکتریکی موجود باشد خواهد ماند و با قطع باتری اطلاعات از دست خواهند رفت . به همین منظور در ATMEGA32 مکانی برای ذخیره اطلاعات وجود دارد که با قطع انرژی از دست خواهند رفت . به این نوع حافظه ها EEPROM گفته میشود که در این آی سی مقدارش 1KB است و تا 100,000 بار میتواند پر و خالی شود .

نرم افزار


نرم افزار مورد نیاز برای برنامه نویسی :
حال میخواهیم طرز نوشتن برنامه برای میکروکنترلرهای خانواده ی AVR را شروع کنیم . پس برای اینکار نیاز به یک نرم افزار داریم که بتوانیم در آن برنامه ی خود را بنویسیم . یکی از نرم افزارهای قدرتمند برای انجام دادن اینکار نرم افزاریسیت بنام Bascom AVR . در این نرم افزار همانطور که از نامش معلوم است برنامه باید بزبان Basic که زبانی با سطح بالا (HLL) است نوشته شود . همچنین این نرم افزار دارای شبیه ساز داخلی برای تست کردن برنامه نوشته شده است که یکی از ویژگیهای این نرم افزار میباشد .این نرم افزارو میتونید از همین وبلاگ دانلودش کنید


تحلیل برنامه


حال به توضیح تک به تک قسمتها میپردازیم :

۱:در قسمت معرفی آی سی از کلمه کلیدی $Regfile برای معرفی استفاده شده است . این دستور به این صورت است که باید بعد ازآن کلمه معرف آی سی مورد استفاده را در جلوی آن وارد کنیم . البته برای هر آی سی کلمه ی مخصوصی وجود دارد که برای ATMEGA32 باید کلمه ی M32def.dat را تایپ کرد . البته باید توجه داشت که این کلمه باید داخل یک جفت کوتیشن ( گ + Shift ) قرار گیرد :$Regfile = “M32def.dat”

۲: در قسمت بعدی که تعیین فرکانس کاری است کلمه کلیدی $Crystal باید نوشته شود و آنرا باید مساوی با فرکانس کار بر حسب هرتز قرار داد :$Crystal = 1000000

۳: حال به بخش معرفی سخت افزار رسیدیم . در این برنامه چون پورت B باید بتواند جریان بیرون دهد و سخت افزار خارجی ای که همان LED است را روشن کند بعنوان خروجی تعریف میشود . همیشه برای معرفی سخت افزار از کلمه کلیدی Config اسفاده میشود . پس برای خروجی کردن پورت B مینویسیم :Config Portb = output

۴: چون در این برنامه نیازی به تعریف متغیری نبود به بخش برنامه اصلی میرویم و در این قسمت عددی را به پورت B خواهیم فرستاد تا طبق آن LED ها روشن شوند . البته ذکر این نکته لازم است که اگر بخواهیم عددی را در مبنای دودویی بنویسیم ابتدا باید &B را نوشته و بعد ععد مورد نظر را تایپ کنیم و همینطور برای نوشتن در مبنای هگز که &H تایپ میشود و اگر هیچکدام از کلمات ذکر شده را ننویسیم عدد در مبنای دسیمال محسوب میشود .

۵: در آخر برنامه نیز از کلمه کلیدی END برای مشخص نمودن پایان برنامه استفاده شده است .

LCD


در کل دو نوع LCD وجود دارد . یکی از آنها را LCD کارکتری گویند که فقط قابلیت نمایش حروف و اعداد و کارکترهایی همچون ؟ و ! و غیره را دارد و نوع دیگر LCD گرافیکی است که قابلیتهای LCD گرافیکی بعلاوه ی نمایش تصویر در آن جمع شده اند . هدف ما در اینجا کار با LCD کارکتری خواهد بود .

معرفی LCD کارکتری :
LCD های کارکتری خود به چند نوع دیگر از لحاظ اندازه تقسیم بندی میشوند . که از LCD هایی با 1 سطر و 1 ستون آغاز میشوند تا اندازهایی مثل 4 سطر و 40 ستون که البته تمام آنها از 16پایه تشکیل شده اند.برای راه اندازی LCD توسط AVR نیازی به دانستن جزئیات طرز کار LCD نیست . برای کار با LCD علاوه بر پایه های تغذیه و CONTRAST ( تنظیم روشنایی ) که باید مانند شکل مداری پایین بایاس شوند نیاز به 6 پایه ی دیگر است که عبارتند از پایه های :RS , E , DB4 , DB5 , DB6 , DB7 .

تحلیل برنامه

۱:برای تعیین نوع LCD از کلمات کلیدی Config و بعد از آن Lcd استفاده شده و آنها را مساوی نوع LCD مورد استفاده قرار میدهیم که در اینجا نوع مورد استفاده دارای 2 سطر و 16 ستون میباشد. پس بصورت زیر خواهیم نوشت :Config Lcd = 16*2

۲: در مرحله ی بعد ترتیب وصل کردن پایه ها را معرفی خواهیم کرد و برای اینکار پایه هایی از LCD را که برای راه اندازی آن استفاده میشود و قبلا نیز گفته شده بود را مساوی پایه هایی از میکروکنترلر قرار میدهیم که میخواهیم به آنها وصل شود و البته این نوع راه اندازی توسط AVR را که تنها با شش پایه صورت میگیرد را نوع راه اندازی PIN میگویند . پس طبق سخت افزار نشان داده شده بصورت زیر خواهیم نوشت :Config Lcdpin = pin , Rs = porta.0 , e = porta.1 , db4 = porta.2 , db5 = porta.3 , db6 = porta.4 , db7 = porta.5
( به علامت , بین بخشها دقت کنید . )

۳: بعد از انجام کارهای بالا که جزو بخش معرفی سخت افزار محسوب میشوند به سراغ برنامه اصلی میرویم که کار آن نمایش متن روی LCD است و برای انجام اینکار از کلمه کلیدی LCD و در جلوی آن متنی که باید نمایش داده شود استفاده میکنیم و باید توجه داشت که متن را باید داخل کوتیشن قرار داد . در انتهای برنامه نیز END را مینویسیم .

نحوه ی کامپایل برنامه و پروگرام کردن IC

کامپایل برنامه نوشته شده :
بعد از نوشتن برنامه باید آنرا کامپایل کرد تا اگر اشتباهی در تایپ کلمه ای وجود داشته باشد برای اصلاح آن اخطار داده شود و فایلهای از جمله فایل هگز که برای پروگرام کردن نیاز است ابجاد گردند . برای کامپایل برنامه همانطور که در تصویر بخش اول نمایش داده شده است باید از دکمه ی F7 استفاده کرد . با انجام اینکار برنامه ی ما کامپایل خواهد شد .پروگرام کردن IC :بعد از کامپایل برنامه نوبت به آن رسیده است که با نحوه ریختن برنامه داخل IC یا باصطلاح پروگرام کردن آشنا شوید . پس نیاز است که یک دستگاه پروگرامر مختص به خانواده AVR داشته باشید . برای پروگرام کردن میکروکنترلرهای خانواده AVR انواع مختلفی پروگرامر که از استانداردهای خاصی پیروی میکنند وجود دارد که مصرف عمومی تر را پروگرامهای نوع STK200/300 دارند که البته دارای مدار بسیار ساده ایست و برای پروگرام کردن از کابل LPT ( پرینتر ) استفاده میکند و در بازار هم بیشتر این نوع پروگرامر یافت میشود .هنگامیکه میخواهیم کار پروگرام کردن را شروع کنیم ابتدا باید پروگرامر را به کامپوتر وصل نموده و بعد از توسط محیطی از نرم افزار Bascom AVR نوع آنرا برای کامپیوتر معرفی کنیم ( اینکار فقط یکبار انجام شود کافیست ) . برای شناساندن پروگرامر به کامپیوتر از منوی Option گزینه Programmer را انتخاب میکنیم :

بعد از انتخاب این گزینه کادر نمایش داده شده که در قسمت نمایش داده شده توسط خط قرمز نوع پروگرامر را انتخاب میکنیم :بعد از انجام تنظیمات بالا میتوان آی سی را پروگرام کرد . به این صورت که گزینه Program را انتخا ب میکنیم . بعد از انتخاب این گزینه کادر زیر باز خواهد شد که با کلیک روی آیکون مربوط آی سی پروگرام میشود .
همچنین دستگاههایی برای تست برنامه نوشته شده وجود دارند که روی آنها تمام وسایل مورد نیاز مانند LCD و Keypad و ... قرار دارد و کاربرمیتواند با سیم بندی ای که براحتی توسط کابلهای مخصوصی انجام میدهد پورتهای آی سی را به سخت افزارهای جانبی اتصال دهد و برنامه خود را مورد آزمایش قرار دهد . به این دستگاهها Emulator میگویند
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 16:27  توسط فرهنگ  | 

ميكرو كنترلر چيست؟

چرا ما از میکرو کنترلر استفاده می کنیم:
اول الکتریسیته نبود، یعنی بود ولی آدم نمی دیدش! گاهی وقتا رعد و برق رو تو آسمون می دید ولی نمی دونست چیه! بعد که فهمید کهربا کاه رو جذب می کنه بازم نمی دونست چرا ولی فلاسفه یونان باستان می گفتند کهربا روح داره که می تونه چیزی رو حرکت بده! خب بیچاره ها حق هم داشتند شاید اگه ماکسول هم اون موقع زندگی می کرد همین حرف رو میزد! بعد که یه دو سه هزار سالی گذشت تا یه بابایی به اسم گیلبرت اومد گفت نه بابا این به خاطر اینه که کهربا در اثر اصطکاک با بعضی از مواد می تونه باردار بشه و خرده کاه رو جذب کنن. تا اینجا هیچ خبری از بار متحرک نبود و فقط بار ساکن مورد توجه بود تا اینکه تو اوائل قرن هجدهم بنجامین فرانکلین گفت الکتریسیته می تونه جاری بشه و در اینجا بود که مدار الکتریکی متولد شد چون ذره ی باردار فقط تو مسیر بسته می تونه دور بزنه.
حدود صد سال بعد در سال 1831 مایکل فارادی تئوری تولید جریان الکتریکی بوسیله ی تغییر میدان مغناطیسی رو ارائه کرد و چند سال بعد ژنراتورها ساخته شدند. از همین جا بود که بشر تصمیم گرفت الکترون ها رو به شکلهای مختلف تو مسیرهای مختلف (مدار) به گردش دربیاره و همش تقصیر فارادی بود !


تا اینجا هم تا پنجاه شصت سال همه چیز به خوبی و خوشی! پیش می رفت ولی در اواخر صده ی نوزدهم بود که یک روز آقای ادیسون لامپ خلا رو کشف کردند و دانش الکترونیک متولد شد. این اختراع مفید به سرعت منجر به ساخت تقویت کننده و فرستنده های رادیویی شد. بازهم تا چهل پنجاه سال مهندسان الکترونیک سرشون به لامپ های خلا گرم بود و برای خودشون با این لامپ ها انواع و اقسام مدارات آنالوگ و دیجیتال از آمپلی فایر صوتی گرفته تا ماشین حساب های بزرگ و کامپیوتر رو ساخته بودند. اولین کامپیوترشون انیاک (ENIAC) بود با 30.000 تا لامپ و به اندازه یک ساختمان چند طبقه که قدرتش از ماشین حساب های جیبی شما هم کمتر بود!

این دفعه یه اتفاقی افتاد که تقصیر آزمایشگاه های بل بود که نیمه هادی ها رو به جون هم انداخت و ترانزیستور و دیود و ترایاک و انواع المان های غیرخطی با تولد اولین المان فیزیک حالت جامد (ترانزیستور) اختراع شدند و دنیا برای مهندسان الکترونیک گلستان شد.
لامپ های داغ، شکننده، گران، پرمصرف، حجیم و کم انعطاف جاشون رو به یک سوگلی سه پایه دادند که نه تنها داغ نمی شد و نمی شکست، خیلی کم مصرف و جمع و جور بود. تولد این جانور سه پا اولین انقلاب الکترونیک لقب گرفت ولی انقلاب اول زیاد دوام نداشت چون 10-15 سال بعد از اون دومین انقلاب که اختراع مدار مجتمع (IC) بود صورت گرفت. مدارهایی که قبلا یک بار با لامپ طراحی شده بودند و یک بار با ترانزیستور باز طراحی شدند این بار روی یک تراشه ی سیلیکونی به صورت یک بسته بندی وارد بازار شدند.

توضیحی برای جمله ی آخر:
همه ی مدارهایی که با عناصر گسسته ساخته شده بودند بعد از اختراع IC به صورت مجتمع ساخته نشدند چون اولا سیستم های کاربردی آنقدر متنوعند که امکان تولید همه ی آن ها به صورت Package وجود ندارد و ثانیا گاهی ما نیاز به مداری داریم که فقط برای خودمان قابل استفاده است و بنابراین تا حد امکان مدارات مجتمع با کاربرد چند منظوره و به عنوان المان های اساسی تولید شدند و از آن ها در طراحی سیستم های مورد نیاز استفاده شد.

یه روز یه بابایی اومد گفت حالا که من برای طراحی یک سیستم باید از این همه المان استفاده کنم چقدر خوب می شد اگه یه المان داشتم که این سیستم رو توش جا می دادم!
خب با اینکه المان ها خیلی هاشون به صورت مجتمع و بسته تولید شده بودند ولی بازم این بابا حق داشت!! خب یه وقت می خواست یه مدار کنترلی طراحی کنه باید از چند ده جین المان استفاده می کرد. پس یه بابای دیگه حرفشو گوش کرد و یه المان براش ساخت که باهاش هرکاری که می خواست می تونست بکنه. اسم اون المان میکروکنترلر بود.

ولی میکروکنترلر خام بود باید بهش می گفت که ازش چی می خواد. این کار رو برنامه نویسی برای میکروکنترلر انجام داد و به این ترتیب بود که این المان انقدر محبوب شد که هنوز چیزی جانشین اش نشده و همچنان بعد از حل بسیاری از مسائل به دنبال مسائلی برای حل می گردد ...



تفاوت میکروپروسسور و میکروکنترلر:

میکروپرسسور یک پردازنده است و برای کار با آن، باید چیپ های حافظه و چیز های دیگری را به آن اضافه کرد این امکان به درد این میخورد که بر حسب کارمان حافظه مناسب و دیگر قطعات را مانند تایمرها و غیره به صورت بیشتری استفاده کنیم ولی مدار خیلی پیچیده میشود و از لحاظ هزینه هم هزینه بیشتر میشود به همین دلیل امروزه از میکروپرسسورها کمتر استفاده میشود اما این روزها میکرو کنترلر های جدید با حافظه های زیاد تعداد تایمر زیاد پورت های زیاد و تنوع بسیار زیاد آنها بر حسب این امکانات دست ما را باز گذاشته است تا دیگر میکروپرسسورها را فراموش کنیم.
بنابراین در اکثر سیستم ها از میکرو کنترلرها استفاده خواهیم کرد مگر سیستم هایی که نیاز به کنترل های پیچیده و قدرتهای بالا داشته باشد
میکروکنترلر 8051
8051 اولین میکروکنترلری بود که توسط شرکت intel ساخته شد.اما بعدا intel این امکان را به دیگر شرکت ها داد که این میکروکنترلر را تولید کنند و شرکت هایی مانند ATMEL , PHILIPS،SIEMENS ، DALLAS و... به تولید این میکروکنترلر پرداختند.
یکی از شرکت هایی که به صورت گسترده به تولید این تراشه پرداخت ATMEL بود که مدل های مختلف میکروکنترلر ساخت.
اگربخواهیم به صورت کلی سیر پیشرفت این نوع میکروکنترلر رو در نظر بگیریم اولین میکروکنترلر هایی که ساخته شد با جدیدترین میکروکنترلرهای 8051 که الان تولید میشود با توجه به این پیشرفت شگفت در تمام زمینه ها که صنایع دیگر در دنیا دارند پیشرفت زیادی ندارد به طور مثال AT89S5X که میکروکنترلر 8051 جدید ساخت ATMEL است نسبت به مدل های اولیه 8051 پیشرفت آنچنانی ندارد. امکانات این میکرو نسبت به AVR و PIC قابل مقایسه نیست . به صورتی که که همین مدل جدید 8051 تقریبا حافظه ای برابر یک صدم (0.001 ) میکروکنترلر های AVR را دارد و سرعتش 4 برابر کمتر از میکروکنترلر های PIC و 12 بار کمتر از میکروکنترلر های AVR است . از لحاظ امکانات دیگر هم چنین ضعفی احساس میشود. اما برای کارهای ساده تر که پیچیدگی زیادی در آن نباشد به خاطر قیمت بسیار پایینی که این میکروکنترلر دارد بسیار مناسب است . قیمت همین مدل جدید AT89S5X حول و حوش 1000 تومان است که قیمت بسیار مناسبی است.

این میکرو کنترلر از زبان اسمبلی و C پشتیبانی میکند که زبان برنامه نویسی اصلی آن اسمبلی است که واقعا نوشتن با این زبان برنامه نویسی نسبت به زبان های برنامه نویسی دیگر هم مشکل تر و هم طولانی تر است. در کل این میکروکنترلر امروزه دیگر توانای رقابت با AVR و PIC رو ندارد و امروزه رقابت اصلی بین این دو میکروکنترلر است.

تمام میکروکنترلرهای بازار یکی این 5 تا هستنند:

1) 8051
2) Pic
3) Avr
4) 6811
5) Z8

سیر تکاملی میکروکنترلر اولین میكرو كنترلرها در اواسط دهه 1970 ساخته شدند. این میكرو كنترلرها در ابتدا پردازنده های ماشین حساب بودند كه دارای حافظه برنامه كوچكی از نوع ROM ، حافظه داده از نوع RAM و تعدادی درگاه ورودی/خروجی بودند.
با توسعه فناوری سیلیكون ، میكرو كنترلرهای 8 بیتی قویتری ساخته شدند. در این میكرو كنترلرها علاوه بر بهینه شدن دستورالعمل ها، تایمر/شمارنده روی تراشه، امكانات وقفه و كنترل بهینه شده خطوط I/O نیز به آنها اضافه شده است.
حافظه موجود بر روی تراشه هنوز هم محدود می باشد و در بسیاری موارد كافی نیست. یكی از پیشرفتهای قابل توجه در آن زمان، قابلیت استفاده از حافظه EPROM قابل پاك شدن با اشعه ماورا بنفش، روی تراشه بود. این قابلیت، زمان طراحی و پیاده سازی سخت افزار را بطور محسوسی كاهش داد و نیز برای اولین بار امكان استفاده از میكرو كنترلر ها را در كاربردهایی كه حجم تولید پایینی دارند، فراهم ساخت.
خانواده8051 در اوایل دهه 198۰ توسط شركت اینتل معرفی گردید. از آن زمان تاكنون 8051 یكی از محبوبترین میكرو كنترلرها بوده و بسیاری از شركتهای دیگر نیز به تولید آن اقدام كرده اند. در حال حاضر مدل های مختلفی از 8051 وجود دارد كه در بسیاری از آنها امكاناتی نظیر مبدل آنالوگ به دیجیتال حجم نسبتاً بزرگ از حافظه برنامه و حافظه داده، مدولاتور عرض پالس (PWM) در خروجیها و حافظه فلش (Flash) كه امكان پاك كردن و برنامه ریزی مجدد آن توسط سیگنالهای الكتریكی وجود دارد، تعبیه شده است.

میكرو كنترلرها اكنون به سمت 16 بیتی شدن در حركت هستند. میكرو كنترلر های 16 بیتی، پردازنده هایی با كارایی بالا (نظیر پردازش سیگنالهای دیجیتال ) می باشند كه در كنترل فرایندهای بلادرنگ و در مواردی كه حجم زیادی از عملیات محاسباتی مورد نیاز است، به كار برده می شوند. بسیاری از میكرو كنترلرهای 16 بیتی، امكاناتی نظیر حجم زیاد حافظه برنامه و حافظه داده، مبدل های آنالوگ به دیجیتال چند كانالی، تعداد زیادی درگاه I/O ، چندین درگاه سریال، عملكردهای بسیار سریع ریاضی و منطقی و مجموعه دستورالعمل های بسیار قدرتمند با قابلیت پردازش سیگنال را دارا می باشند .

نکته: تعدادی از میکروکنترلرهای خانواده ی 8051 که دارای حافظه ی Flash هستند برای پروگرام شدن نیازی به پروگرامر ندارند و از طریق پورت موازی (پرینتر) قابل پروگرام شدن هستند.



+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 16:21  توسط فرهنگ  | 

توليد برق

 

دید کلی نیروگاه هسته‌ای مانند هر مرکز مولد برق با هدف تولید برق ایجاد می‌شود. تولید برق کار مشکلی به نظر نمی‌رسد. هر یک از شما احتمالا تکمه فلاش عکاسی یا استارت یک اتومبیل را زده است. در هر دوی اینها از انرژی الکتریکی ذخیره شده در یک باطری در موقع لزوم استفاده می‌شود. ولی یک ایستگاه مولد برق را نمی‌توان از تعداد زیادی باطری متصل به هم تشکیل داد.
▪ دو دلیل بسیار مهم وجود دارد که چرا این کار نمی‌تواند صورت پذیرد:
۱) اول اینکه باطریها مقدار انرژی الکتریکی محدودی دارند و نمی‌توانند بدون آنکه مرتب پر شوند مدت طولانی دوام داشته باشند، علاوه بر این برای پرکردن آنها نیاز به منبع انرژی الکتریکی دیگری است.
۲) دوم اینکه باطریها نمی‌توانند انرژی الکتریکی به مقدار زیاد در زمان کوتاهی تهیه کنند.
اگر باطری نمی‌تواند منظور یک یک مرکز تولید برق را برآورده سازد پس چه چیز می‌تواند؟ راههای تولید برق مردم سالهای متمادی است حرکت مکانیکی را برای تولید برق مورد نیاز خود بکار می‌برند.
می‌دانید اساس کار یک دستگاه مولد برق (ژنراتور) ، اعم از مولد جریان مستقیم یا متفاوت ، حرکت نسبی یک‌ هادی در میدان مغناطیسی است. ولی مولد یک عیب دارد آن این است که مانند باطری نمی‌تواند انرژی الکتریکی ذخیره کند، به عبارت دیگر برقی که مولد تولید می‌کند باید در حین تولید مصرف شود. در همه مولد‌ها یک چیز مشترک است، همه آنها نیاز به منبع قدرت دارند تا استوانه حامل‌هادی‌ها را ، یا آهنربای مولد میدان مغناطیسی را بچرخاند یعنی حرکت مکانیکی سیم‌ها را در میدان مغناطیسی ثابت ( یا حرکت آهنربا را در مقابل سیم پیچ‌ها ثابت) تامین کند. منابع قدرت مورد استفاده انواع مختلف دارند.
چهار نوع از آنها که اغلب مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از توربین آبی ، توربین بخار ، توربین گازی و موتور‌های درون سوز. توربین آبی در نیروگاه‌های هیدرولیک برای چرخاندن مولد برق (ژنراتور) از توربین آبی استفاده می‌شود. این طریقه تولید برق از لحاظ اقتصاد با صرفه است ولی محدودیت جغرافیایی محل از لحاظ سد سازی دارد. توربین گازی استفاده از توربین گازی برای به کار انداختن مولد‌های برق روز افزون است. اساس کار توربین‌های گازی مانند کار موتور‌های جت است. سوخت می‌سوزد و گازهای حاصل از سوختن در توربین منبسط می‌شود.
ساختن توربین‌های گازی کم خرج است ولی بهره برداری از آنها پرخرج می‌باشد، علاوه بر این ابعاد آنها محدود است. به همین جهت اغلب آنها را به عنوان واحد‌های اضافی برای تدارک الکتریسیته بیش از معمول ، بویژه هنگامی که مصارف اختصاصی مورد نیاز است ، بکار می‌روند. توربین بخار توربین بخار وسیله متداولتری برای تامین توان مکانیکی جهت چرخاندن القاء کن مولد برق از نیروگاه است. تفاوت یک نیروگاه بخار با نیروگاههای دیگر در چگونگی تولید بخار است. هر روشی که بکار می‌رود باید مقدار زیادی گرما برای تولید بخار لازم جهت بکار انداختن توربین‌های بخار تهیه شود. در نیروگاههای با سوخت فسیلی این گرما از سوختن زغال سنگ ، نفت ، یا گاز طبیعی حاصل می‌شود. در نیروگاه هسته‌ای گرما از شکافت اتمهای سوخت اورانیوم به دست می‌آید. نیروگاه با سوخت فسیلی نیروگاههای با سوخت فسیلی مدرن پیچیده و پراجزایند.
تهیه سوخت و تزریق آن سوختن تولید بخار کارکردن توربین مولد چگالیدن بخار برگشت آب حاصل از چگالیدن بخار به دیگ مکانیسم مراحل نیروگاه با سوخت فسیلی در نیروگاه با سوخت فسیلی ، اول باید سوخت را آماده کرد.
مثلا اگر سوخت زغال سنگ است باید به صورت گرد درآید، چنانچه نفت است باید گرم شود ، سپس سوخت آماده شده ، به داخل کوره تزریق یا پاشیده شود. در کوره سوخت با هوا مخلوط شده می‌سوزد و گرمای حاصل از سوختن آن برای تولید بخار بکار می‌رود و چرخه تولید بخار آغاز می‌شود، بخار در توربین منبسط شده و آن را می‌چرخاند و چون محور توربین به محور مولد برق اتصال دارد القاء کن مولد نیز به چرخش در می‌آید و برق تولید می‌شود، بخار پس از خروج از توربین باید متراکم شده دوباره به صورت آب در آید بطوریکه بتوان آن را بوسیله تلمبه به دیگ برگردانده دوباره از آن استفاده کرد. تبدیلات انرژی در مکانیسم کار نیروگاه با سوخت فسیلی در این شش مرحله که در نیروگاه با سوخت فسیلی جریان دارند، انرژی در مراحل پی‌درپی از یک صورت به صورت دیگر تبدیل می‌شود انرژی اولیه در سوخت ذخیره است، وقتی سوخت می‌سوزد مقداری از این انرژی به صورت گرما آزاد می‌شود. آب درون دیگ این انرژی گرمایی را جذب می‌کند و بخار می‌شود. بخار انرژی را به توربین انتقال می‌دهد، در توربین این انرژی به انرژی جنبشی چرخاننده توربین تبدیل می‌گردد که مستقیما به مولد برق انتقال یافته به انرژی الکتریکی تبدیل می‌شود و برق تولید می‌گردد. نیروگاه هسته‌ای در حال حاضر ، در همه نیروگاههای هسته‌ای از توربین بخار برای چرخاندن مولدهای برق استفاده می‌شود، ولی در این نوع نیروگاه ، یک راکتور هسته‌ای جای یک دیگ بخار نیروگاه با سوخت فسیلی را گرفته است.
به جای تهیه دائمی‌سوخت فسیلی ، تزریق آن به کوره و سوختن آن به منظور‌ایجاد گرما ، سوخت هسته‌ای گرمای لازم را برای تولید بخار ایجاد می‌کند. و این سوخت فقط تقریبا در هر سال یک بار تعویض می‌شود. گرمای حاصل شده از سوخت هسته‌ای به سیالی به نام خنک کننده راکتور که در اطراف سوخت جریان دارد انتقال می‌یابد. اختلاف پتانسیل در علوم فیزیکی اختلاف پتانسیل اختلاف در پتانسیل بین دو نقطه در یک میدان برداری پایدار است. در مهندسی، این کمیت گاهاً به عنوان متغیرهای عرضی در برابر کمیت هایی مانند شار که متغیر عبوریاست، توصیف می شود. تولید نتیجه ی شار و اختلاف پتانسیل توان است که نرخ تغییرات کمیت پایدار انرژی است.
در مایعات، اختلاف پتانسیل اختلاف در فشار است. در سیستم های دمایی اختلاف پتانسیل اختلاف در دما است. در مکانیک، اختلاف پتانسیل، اختلاف در پتانسیل گرانشی بین دو نقطه است. در مهندسی برق، اختلاف پتانسیل ولتاژ است، یعنی اختلاف بین نقاط ابتدایی و انتهایی یک پتانسیل الکترواستاتیک. تعاریف الکتریکی یک اختلاف پتانسیل بین دو نقطه منجر به ایجاد یک نیرو می شود که یک نیروی الکتروموتیو یا emf خوانده می شود. این نیرو مایل است تا الکترون ها یا دیگر بارهای حامل را از یک نقطه به نقطه دیگر انتقال دهد. اگر یک هادی الکتریکی در یک میدان مغناطیسی به صورت عمود بر میدان حرکت کند، بین دو سرش یک اختلاف پتانسیل ایجاد می شود.
اختلاف پتانسیل بین دو نقطه یک مدار الکتریکی برابر اختلاف در پتانسیل های الکتریکی آن دو نقطه تعریف می شود. اختلاف پتانسیل به صورت مقدارکار انجام شده برای انتقال واحد بار الکتریکی از نقطه دوم به نقطه اول یا به طور برابر، مقدار کاری که واحد بار می تواند در انتقال از نقطه اول به نقطه دوم انجام دهد، است. در سیستم واحد های ««SI، اختلاف پتانسیل، پتانسیل الکتریکی و نیروی الکتروموتیو توسط ««ولت که نشان دهنده واژه معروف ولتاژ و نماد V است، اندازه گیری می شود. یک ولت که پس از الساندور ولتا نامگذاری شد، به صورت یک ژول از انرژی برای انجام کار روی یک کلمب از بار تعریف شده است.
اختلاف پتانسیل بین دو نقطه a و b انتگرال خط میدان الکتریکی "E" است: Va- اگر یک مدار الکتریکی را به یک چرخه آب در یک شبکه لوله ها که در غیاب جاذبه زمین توسط پمپ ها به گردش در می آید، تشبیه کنیم، آنگاه اختلاف پتانسیل معادل فشار بین دو نقطه است. اگر اختلاف پتانسیلی بین دو نقطه وجود داشته باشد، آنگاه جریان آب از نقطه اول به نقطه دوم قادر به انجام کار خواهد بود، همانند راه اندازی یک توربین.
ولتاژ دارای خاصیت جمع پذیری است، یعنی ولتاژ بین A و C برابر ولتاژ بین A و B به علاوه ولتاژ بین B و C است. دو نقطه در یک مدار الکتریکی که توسط یک هادی (ایده آل) بدون مقاومت به هم متصل شده اند، دارای اختلاف پتانسیل صفر خواهند بود. اما با این وجود بین دیگر نقاط هم ممکن است که اختلاف پتانسیل صفر وجود داشته باشد. اگر چنین نقاطی را توسط یک هادی به هم متصل کنیم جریانی عبور نخواهد کرد. ولتاژهای مختلف در یک مدار را می توانیم توسط قانون مداری کیرشهف محاسبه کنیم.

منبع:
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 17:26  توسط فرهنگ  | 

هوش هيجاني

هوش هيجاني (Intelligence Emotional  ) که به اختصار  EI  گفته مي شود و معمولا معيار ارزيابي آن را «ضريب هوش هيجاني» يا  EQ  مي نامند، به توانايي، ظرفيت يا مهارت ادراک، سنجش و مديريت هيجانات خود و ديگران، دلالت دارد. البته به دليل تازه بودن نسبي اين ايده، تعريف دقيق آن هنوز در بين روانشناسان مورد اختلاف است. درسال 1920 «تورن دايک» در دانشگاه کلمبيا از عبارت هوش اجتماعي براي تشريح مهارت کنار آمدن با ساير مردم استفاده کرد. درسال 1975 «هاوارد گاردنر» ايده هوش چندگانه را مطرح کرد. او هشت نوع هوش را در دو دسته کلي هوش ميان فردي (interpersonal  ) و هوش درون فردي (intrapersonal  ) برشمرد.

 هوش هیجانی

بسياري از روانشناسان از جمله گاردنر اعتقاد دارند که معيارهاي سنتي ارزيابي هوش، مثل آزمون هاي ضريب هوشي (IQ  ) قادر به تشريح توانايي هاي شناختي نيستند. عبارت هوش هيجاني ابتدا درسال 1985 توسط «وين پين» مطرح شد اما توسط «دانيل گلمن» درسال 1995 محبوبيت يافت. بيشترين پژوهش ها در اين زمينه توسط «پيتر سالووي» و «جان ماير» در دهه 90 صورت گرفته است. آن ها به اين نتيجه رسيدند که ظرفيت ادراک و فهم هيجانات، عامل جديدي را در شخصيت افراد تشکيل مي دهند. مدل سالووي- ماير، هوش هيجاني را به صورت ظرفيت درک اطلاعات هيجاني و استدلال در هنگام وجود هيجان تعريف مي کند. آن ها توانايي هاي هوش هيجاني را به چهار زمينه زير تقسيم مي کنند:
-  توانايي درک و تشخيص دقيق هيجانات (يا عواطف) خود و ديگران 
-  توانايي استفاده از هيجانات (يا عواطف) براي تسهيل تفکر 
-  توانايي درک معاني هيجانات (يا عواطف)
-  توانايي مديريت و اداره کردن هيجانات (يا عواطف) 
اندازه گيري هوش هيجاني 
تفاوت بين هوش و دانش در زمينه شناخت کاملا روشن است. در پژوهش هاي روانشناسي عموما نشان داده شده است که ضريب هوشي (IQ  )، معيار قابل اطميناني براي سنجش ظرفيت و توانايي شناختي افراد است و در طول زمان تغيير نمي کند. اما در زمينه هيجانات (يا عواطف)، تفاوت بين هوش و دانش چندان مشخص نيست و رخي ناسازگاري ها در تعاريف فعلي از هوش هيجاني و معيارهاي آن وجود دارد. برخي از روانشناسان معتقدند که هوش هيجاني پوياست و قابل يادگيري و افزايش مي باشد، درحالي که برخي ديگر هوش هيجاني را نيز ثابت و غيرقابل افزايش مي دانند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 15:26  توسط فرهنگ  | 

آشنايي با نرم افزار Wincc

 عبارت است از windows control center
شرکت زیمنس این نرم افزار HMI قدرتمند را جهت کامل کردن ابزارهای قابل دسترس یک اپراتور در صنعت فراهم کرده است.HMI یا همان human machine interface عبارت است از یک رابط یا واسط بین شخص کاربر و فرایند اتوماسیون صنعتی. Wincc در واقع برقراری ارتباط بین اپراتور و یک سیستم اتوماسیون صنعتی مثل plc را فراهم میکند.

 Image
هسته اصلی این نرم افزار را wincc explorer تشکیل میدهد که در این قسمت ساختارهای پروژه و مدیریت آن نمایش داده میشود.جهت پیکربندی و گسترش پروژه ادیتورهای خاصی در این محیط در نظر گرفته شده که با هر یک از آنها یک سیستم فرعی در این نرم افزار قابل پیکربندی است.
 اما سیستمهای فرعی در این نرم افزار عبارتند از:
 1- سیستم گرافیکی جهت ایجاد نمایشگرها که ادیتور این سیستم graphics designer نامیده میشود
 2- سیستم آلارم برای ادیت و پیکربندی بندی آلارمها در نظر گرفته شده که ادیتور آن alarm logging نامیده میشود.
 3- سیستم آرشیو که جهت ذخیره و بایگانی اطلاعات به کار میرود و نام ادیتورش tag logging است.
 4- سیستم گزارشها که جهت طرح گزارش گیری از سیستمهای اتوماسیون صنعتی استفاده شده و نام ادیتورش report designer است.
 5- سیستم ارتباطی که به صورت مستقیم از wincc explorer قابل دسترسی است.
 اطلاعات تمامی سیستمهای فوق پس از پیکربندی در یک دیتا باس CS ذخیره میشود.
 به کمک این نرم افزار میتوان کارهای خاص زیر را انجام داد:
 1- خوانده اطلاعات ذخیره شده در دیتا باس CS و نمایش آنها
 2- ایجاد نمایشگرهای که روند انجام یک فرایند اتوماسیون صنعتی را نمایش میدهند.
 3- ذخیره و آرشیو کردن اطلاعات جاری اعم از مقادیر رون پردازش یک سیستم اتوماسیون مثل PLC یا رویدادهای خاصی مثل آلارمها در محیط صنعتی
 4- شروع به کار یک روند اتوماسیون به طور مثال از یک نقطه خاص
 اگر بخواهیم به صورت کلی در مورد WINCC بگوییم باید گفت که این نرم افزار میتواند یک ارتباط بین خود و PLC ایجاد کند و روند پردازش اطلاعات و به وجود آمدن رخدادهای مختلف را نمایش و در خود ثبت کند(این نرم افزار از بانک اطلاعاتی Microsoft SQL 2000 جهت ثبت اطلاعات بهره میگیرد)همچنین یک عملکرد گزارش گیری از سیستم را انجام داده و نمایشی گرافیکی از روند اتوماسیون در حال اجرا را ارائه میکند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 15:11  توسط فرهنگ  | 

دماسنج فرو سرخ

دماسنج فرو سرخ

 

تمام جانداران و اجسام بي جان اعم از جامد، مايع و گاز، انرژي گرمايي را از خود به شکل امواج الکترومغناطيسي با محيط اطراف مبادله مي کنند.
در واقع اين امواج الکترومغناطيسي در محدوده 7/0 تا 100ميکرون گسترده شده اند و به آن مادون قرمز اتلاق مي شود.
بر اين اساس ، چند تن از دانش آموختگان دانشگاه صنعتي اميرکبير موفق به ساخت دماسنج فروسرخ با حساسيت منهاي 50تا 1800درجه سانتيگراد شده اند.
به اين بهانه ما نيز با ابوذر حيدرزاده ، مجري طرح ساخت اين دماسنج به گفتگو نشسته ايم.


صحبت از ساخت دماسنج فروسرخ است، ابتدا برايمان بگوييد که پرتوي فروسرخ چه ويژگي هايي در طيف الکترومغناطيس دارد؟
تمامي مواد اعم از جاندار و بي جان ، جامد، مايع و گاز انرژي گرمايي را از خود به شکل امواج الکترومغناطيس مبادله مي کنند.
اين شکل از موج الکترومغناطيسي در طيف وسيعي در محدوده طول موجي 7/0 ميکرون تا 100 ميکرون گسترده شده است و به آن مادون قرمز گفته مي شود. شدت اين طيف تابشي ارتباط تنگاتنگي با دماي جسم دارد.
به عنوان مثال اگر جسم از محيط اطراف سردتر باشد (دماي کمتر داشته باشد)، در تماس با آن گرم مي شود (دمايش بالا مي رود) و بعکس.
همچنين اگر با محيط اطراف هم دما باشد، در تبادل با محيط به مقدار مساوي مي رسد بنابراين برآيند تبادل صفر مي شود.

دماسنج فروسرخ چه سيستمي است و چه پارامترهايي در طراحي و ساخت آن مدنظر قرار مي گيرد؟
حرارت سنج فروسرخ ويا به عبارتي پيرومتر مادون قرمز(
Infrared pyrometer
) دستگاهي است که بدون تماس با جسم مي تواند دماي آن را از طريق تشعشع فروسرخ ساطع شده از جسم در مدت زمان کسر ثانيه اندازه گيري کند.
اين سيستم از چند بخش مختلف تشکيل شده است. يک قسمت اپتيکي براي ورود و هدايت تشعشع يک بخش اپتوالکترونيکي ، براي آشکارسازي تابش و تقويت آن و در نهايت يک بخش الکترونيکي براي تحليل سيگنال هاي دريافتي و تبديل آن به خروجي هاي مناسب موردنياز.
يک ليزر 650نانومتر 5ميلي وات براي هدفگيري دستگاه در نظر گرفته شده است. اين دستگاه همچنين داراي قابليت اتصال به کامپيوتر و مجهز به نرم افزاري براي رسم دياگرام دمايي است.

نوع عملکرد اين دماسنج در عمليات حرارتي چگونه است؟
اين دستگاه از نظر بازه دمايي به 3دسته و از نظر نوع کاربرد نيز به 3دسته تقسيم بندي مي شود.
از نظر بازه دمايي انواع دستگاه 3بازه دمايي 50تا 200، 200تا 700و 500تا 1800درجه سانتيگراد را شامل مي شوند که سيستم اپتيکي و آشکارسازي هر يک از اين سه نوع با هم متفاوت هستند.
همچنين از نظر نوع کاربرد طبقه بندي دستگاه شامل:
1-نمونه پرتابل که قابل حمل بوده وتغذيه آن قابل شارژ است
2-نمونه ثابت که پکيج سنسور مقابل جسم نصب شده و نمايشگر دما تا فاصله 50متر دور دماي قطعه را به اپراتور نشان مي دهد.
3-نمونه ثابت با خروجي 4تا 20ميلي آمپلي است.از اين نوع دستگاه درچند شرايط مي توان استفاده کرد:
جسم مورد اندازه گيري در حال حرکت باشد.
جسم در ميدان الکترومغناطيسي قوي براي توليد حرارت القايي قرار گرفته است. (کوره هاي القايي).
جسم در خلا يا شرايط جوي کنترل شده قرار دارد.
پاسخهايي بسيار سريع مورد نياز است.
جسم خارج از دسترس است و امکان دسترسي به آن وجود ندارد.

اين نوع دماسنج چه شباهت ها و تفاوت هايي با سيستم هاي مشابه خود دارد؟
به طور کلي سيستم هاي اندازه گيري غيرتماسي دما به دو دسته رنگي و مادون قرمز تقسيم مي شوند. سيستم هاي رنگي که يک ديتا بيس مشخص از رنگ آلياژهاي مختلف در دماهاي مختلف دارند و به کمک مقايسه رنگ جسم با ديتا بيس دماي آن را تشخيص مي دهند.
سيستم هاي دماسنجي تشعشعي که با استفاده از تحليلي تابش مادون قرمز جسم دما را محاسبه مي کنند و به رنگ جسم ارتباطي ندارند.
اين دستگاه از نوع دوم است.مشابهت اين سيستم با برخي از نمونه هاي خارجي مشابه امکان تنظيم ضريب گسيل (
emissivity) جسم است که البته در اين دستگاه قابليت کاليبره شدن ضريب گسيل با آلياژهاي مختلف به آن افزوده شده است.از ديگر تفاوت ها و در واقع مزيتهاي دماسنج مزبور امکان تنظيم فاصله به صورت دستي است.
اين کار خطاي اندازه گيري را بسيار پايين آورده و زمان نمونه گيري را براي اپراتور بهينه مي کند.

جايگاه اين نوع دماسنج در مقايسه با ديگر انواع از جنبه هاي مختلف عملکرد چگونه ارزيابي مي شود؟
چون اين دستگاه 6 ماه است که در چندين کارخانه ريخته گري، غلتک سازي و نورد نصب شده وکارايي مناسبي داشته است، همچنين به دليل قيمت بسيار مناسب تر نسبت به نمونه هاي خارجي و خدمات پس از فروش سهل الوصول تر، پيش بيني مي شود، بتواند قسمت عمده اي از نيازهاي صنعت داخل کشور در اين زمينه را برطرف کند.

از چه سنسوري در اين دماسنج استفاده شده و در چه طيفي بيشترين حد جذب را دارد؟
در اين نوع دماسنج از سنسورهاي پيروالکتريک استفاده مي شود که انواع مختلف دارد و بسته به کاربرد ، حساسيت طول موجي متفاوت دارند.
براي دماهاي بالاي 700درجه سانتيگراد در طول موج يک ميکرون و زير 700درجه در طول موج 4ميکرون بيشترين پاسخ را دارند.

خطاي سيستم ، بيشتر در کدام قسمتها اتفاق مي افتد؟
دقت دستگاه يک درصد مقدار اندازه گيري شده است و براي تمام شرايط قابليت کاليبراسيون براي حصول دقتهاي بالاتر را دارد.

بهترين بازه اي که خطا نداريم ، کدام بازه است؟
دقت دستگاه ثابت است. ولي بيشترين استفاده صنعتي دستگاه در بازه 500تا 1800درجه سانتيگراد است.

موارد کاربرد سيستم در صنايع مختلف چه مي تواند باشد؟
اين نوع دماسنج محدوده کاربردي بسيار وسيعي در صنعت را در برمي گيرد. در عمليات حرارتي فلزات براي حصول مشخصات فني بالاتر، کنترل توليد آلياژهاي مختلف مواد، ريخته گري هايي دقيق با روشهايي مخصوص ، صنايع چدن و فولاد، آبکاري هاي صنعتي ، کوره هاي القايي و گرم و پيش گرم القايي ، جوشکاري هاي دقيق و استاندارد، توليد سيمان و سراميک ، شيشه و بلورسازي ، توليد محصولات پتروشيمي و توليد محصولات صنايع نظامي ، استفاده از دماسنج غيرتماسي اجتناب ناپذيراست.
در صنايع مرتبط با نفت و گاز نيز با توجه به لزوم رعايت استانداردهاي ارائه شده از سوي وزارت نفت براي اين صنايع و سطح بالاي استانداردها، تجهيز لوازم اندازه گيري و کنترلي ، اين شرکتها را ملزم به استفاده از اين دماسنج غيرتماسي خواهد کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 16:58  توسط فرهنگ  | 

بهترين باش

۱.  یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما جهت می دهد. برنامه ریزی این فرصت را در اختیارتان قرار می دهد که بدانید به کجا می خواهید بروید و چطور باید به آنجا بروید. بدون برنامه، شما در زندگی جهت نخواهید داشت و وقت خود را برای کارهایی تلف خواهید کرد که ممکن است هیچ تاثیری در آینده ی شما نداشته باشند.

2.  یک زندگی برنامه ریزی شده، رویاهای شما را قابل دسترس قرار می دهد. اگر تابه حال رویاهایتان برایتان غیرممکن و دست نیافتنی می نمود، شاید به این خاطر بوده شما هیچ طرح و برنامه ای برای رسیدن به آنها آماده نکرده اید. برنامه ی زندگی برای شما مراحل رسیدن به رویاهایتان را به شما نشان خواهد داد.

3.  یک زندگی برنامه ریزی شده، کنترل زندگی را در دست خودتان قرار می دهد. اگر زندگیتان را به شانس و اقبال واگذار کنید یا اجازه بدهید که دیگران زندگیتان را کنترل کنند، مطمئناً ناامید و دلسرد خواهید شد. درد ست گرفتن کنترل زندگیتان تنها راه رسیدن به چیزهایی است که واقعاً می خواهید.

4.  یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما آرامش می دهد. همین که بدانید قدم ها و مراحل رسیدن به آنچه از زندگی می خواهید را طی می کنید، به شما احساس آرامش خواهد داد. بدون برنامه، دچار گیجی و سردرگمی خواهید شد که کجا بروید و روزهایتان را چطور بگذرانید.

5.  یک زندگی برنامه ریزی شده به شما هدف می دهد. وقتی تصمیم می گیرید که روی برنامه زندگی کنید، یعنی می خواهید هدفمند زندگی کنید. دیگر زندگی کردنتان، بودن خالی نیست. شما برای خود هدفی دارید و برای رسیدن به آن قدم برمی دارید.

6.  یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما شور و اشتیاق می دهد. موفقیت تحقق پیش رونده ی یک هدف ارزشمند است. موفقیت سرنوشت نیست. وقتی هدفی پیش روی خود داشته باشید، با شور و اشتیاق بیشتر زندگی می کنید و برای رسیدن به آن هدف قدم برمی دارید.

7.  یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما قدرت می دهد. برنامه ریزی و هدفمند بودن در زندگی باعث میشود به همان طریقی که دوست دارید زندگی کنید و به کسی نیاز نداشته باشید.

8.  یک زندگی برنامه ریزی شده باعث می شود شکرگذار نعمت های خداوند باشید. شما ناظر هر آن چیزی خواهید بود که خدا به شما داده و برنامه ریزی برای زندگیتان نشان می دهد که به نعمت های خدا احترام می گذارید، قدر آنها را می دانید و شکرگذار هستید.

9.  یک زندگی برنامه ریزی شده باعث می شود ناخودآگاهتان هم به خدمت شما درآید. وقتی برنامه ریزی می کنید، بصیرتی در ناخودآگاهتان می کارید و آن بصیرت فرصت ها لازم برای رسیدن به موفقیت را برایتان فراهم می آورد.

10. یک زندگی برنامه ریزی شده به شما آزادی می دهد. وقتی برای شکل دادن به سرنوشتتان آزادی طلب کنید، واقعاً آزاد خواهید بود.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 11:4  توسط فرهنگ  | 

قدرت مديران در سازمان

ازديدگاه اگوست كنت علوم اجتماعي ازلحاظ ساختاري جزو پيچيده ترين علوم است.چراكه شناسايي وپيش بيني رفتارجمعي انسانها بسياردشوارترازبررسي محيط فيزيكي وتكنولو‍‍ژي صنعتي است. انسانهادرتعامل با يكديگر هستند وآنچه ما به‌عنوان نتيجه مشاهده مي كنيم ،ماحصل فرآيندهاي طولاني ازكنشهاي گروهي واجتماعي است كه رفتارهاي غير خطي وبعضا" غيرقابل پيش بيني دارند.اين فرآيندها تحت تاثير نيروها ومتغيرهايي هستند كه دربيشترموارد ماهيتي پنهان وغيرملموس دارند. ازجمله اين متغيرها " قدرت" است كه منشاء آن برتري جويي انسانهاست .بخش نخست اين مقاله به بررسي آرايش نيروهاي اصلي وتاثيرگذار دريك سازمان مي پردازد ودرحالت ايستا ودرقالب تئوري ساختگرايي اجتماعي به قوانين حاكم برنيروها اشاره مي كند.بخش دوم مقاله به تعامل وستيزميان نيروهاازديدگاه نظريه كنش متقابل اجتماعي مي پردازد كه ماحصل آن تغيير ساختارهاي قديم وايجاد آرايشي جديد ميان نيروهاي تاثيرگذاراست . اين آرايش جديد تا تعامل وكنش بعدي، تعيين كننده حدو مرزميان نيروهاست .
مقدمه
همه ماهنگامي كه براي نخستين باروارد يك سازمان بزرگ مي‌شويم ، دچارحالتي ازابهام آميخته بانااميدي مي‌شويم. ابهامي كه درنتيجه عدم شناخت ازمحيط وجوسازماني است، نااميدي كه پس ازمقهورشدن درمقابل عظمت تشكيلات وابهت سازمان به‌وجود مي آيد. برجي باطبقات زياد،اتاقها وسالنهاي متعدد كه عده زيادي در جنب وجوش هستند وبادكوراسيون گرانقيمت تزيين شده است، پرسيدن سوالي بادلهره واضطراب ازمسئولان اطلاعات كه با لباسهاي هم شكل رسمي دراتاقكهاي شيشه اي مجلل نشسته اند ودرآن واحد به چندين خط تلفن پاسخ مي‌دهند وبالاخره مذاكره با منشي مديرعامل يا وزير.ازخودمي پرسيم آيا مدير، وقت ملاقاتي خواهدداد؟ وآيا مديرتشكيلاتي بااين عظمت، اهميتي براي گفته هاي من قائل است؟معمولا اكثريت مراجعه كنندگان اعتقاددارند كه بيشتر قدرت سازمان دراختيارمديراست. دريك نگاه چنين تصوري بسيارمعقول مي نمايد.زيراقدرت تمايل دارد درراس هرم متمركزشودودرانحصارمعدودي قراربگيرد. به‌ويژه ممكن است مديران اين برداشت رادركاركنان و مراجعان ايجاد كنند كه نقشي راكه هم اكنون دارند،تنها نقش ويامهمترين نقش زندگي آنهاست .آيا واقعا"چنين است؟ آيامديريامقامي كه دراتاق آخرپشت ميزرياست جاي گرفته است همين احساس وتصوررادارد؟آيااونيزتصورمي كند كه حامل تمامي قدرت تشكيلات زيرنظر خود است؟آيا مديرازقدرتهاي نامرئي داخل وخارج سازمانش هراسي ندارد؟ آيااودرجوامع فراصنعتي قادراست بركليه پارامترهاي موثراحاطه داشته باشد؟
مقاله حاضرمي كوشد ازدوديدگاه جامعه شناسي يعني ساختارگرايي وكنش متقابل نمادي، به سوالات فوق پاسخ گويد. اهميت پاسخ به سوالات براي نيروهاي درون سازمان درآن است كه بدانند آيا به‌طورعملي مي توانند تاثيري برفعاليتهاو خط‌مشي سازمان داشته باشند؟ وبراي افراد بيروني درآن است كه بدانندبه چه روشي باسازمان وارد تعامل بشوند.
تعريف قدرت
درابتدا معاني ومضامين قدرت بررسي مي شود.قدرت يعني توانايي فرد ياگروه براي دستيابي به هدفها ياپيشبرد منافع خود. مي‌توان گفت قدرت به مفهوم توانايي تاثيرگذاري برديگران است (گيدنز، 789). قدرت يك جنبه فر اگيردرهمه روابط انساني است.بسياري ازستيزها درجامعه براي كسب قدرت است. موضوع مهم اينكه صاحبان قدرت حتي المقدور آن‌را كتمان مي‌كنند، كساني كه درپي آن هستند ، به‌گونه اي ديگر وانمود مي كنند وكساني كه آن‌را به‌دست مي‌آورند درباره شيوه كسب قدرت سكوت مي كنند و آن را درانبوهي از رمزوراز فرو مي‌برند.
ماهيت قدرت
قدرت يك تابع وابسته است. هرقدر"‌ب " وابستگي بيشتري به " الف"داشته باشد، "الف" مي‌تواند قدرت بيشتري اعمال كند.ميزان وابستگي هم به نحوه انديشيدن واهميتي كه "ب" براي "الف" قائل است بستگي دارد. ازطرفي وابستگي با منافع مختلف عرضه، رابطه معكوس دارد. اگرچيزي به حد وفوروجود داشته باشد، داشتن آن نمي تواند قدرت فرد راافزايش دهد. يكي ازانديشمندان اجتماعي به‌نام «پارسونز» نظامهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي رامعرفي مي كند. به‌نظراوهرنظام داراي يك ابزارمبادله است كه به‌وسيله آن به دادو ستد مي پردازد. ابزارنظامهاي اقتصادي‌، سياسي واجتماعي به‌ترتيب عبارتند ازپول‌، قدرت ومنزلت .اين نظامها مي توانند بايكديگر مبادله داشته باشند. به‌عنوان مثال يك نظام درازاي پرداخت پول مي تواند قدرت يا منزلت كسب كند، يا به‌واسطه منزلت به كسب قدرت يا ثروت بپردازد. به اين ترتيب يك انسان ثروتمند كه ابزارنظام اقتصادي يعني پول رادراختياردارد، مي‌تواند باصرف كردن آن درانتخابات مجلس وتقويت يك نامزد به اوكمك كند وازاين راه به قدرت يعني ابزارنظام سياسي دست يابد. ازطرفي اومي‌تواند باصرف بخشي ازپول خود درامورخيريه به منزلت اجتماعي دست يابد. عكس اين حالت نيزامكانپذيراست. يك مقام كشوري مي‌تواند ازقدرت سياسي خود براي كسب پول بهره جويد، يا يك انسان نيكوكار بااستفاده ازمنزلت وپايگاه اجتماعي خود به‌عنوان نماينده شوراي شهر انتخاب و داراي قدرت سياسي مي‌شود. به اين ترتيب دربرخورد بامديريك سازمان علاوه برسنجش قدرت عريان بايد به ميزان پول ومنزلت طرفين درگير نيزتوجه كرد. بسيارمشاهده كرده‌ايم كه عده اي ساعتها در اتاق انتظارمديرعامل درنوبت ملاقات هستند. اگرهم نوبت به يكي ازآنها برسد‌، ملاقات كوتاهي بامديرانجام مي دهد و به ‌عبارتي مدير به سرعت عذراورا مي‌خواهد‌. بعد دركمال تعجب حاضران فردي ازراه مي‌رسد، منشي مديرعامل كه تاكنون رفتاري آمرانه ورسمي ازخود نشان مي داد، به گرمي از اواستقبال مي‌كند ونهايتا" بدون هيچ مقدمه وتشريفاتي به اتاق مديرعامل مي‌رود. ملاقات آنها مدت زيادي طول مي‌كشد وسرانجام بابدرقه مديرعامل ومنشي محل راترك مي‌كند. درچنين مواردي اگرچه شخص تازه وارد نظيرسايرمراجعه كنندگان فاقد قدرت دراين سازمان است ، اما اوداراي ابزارهاي مبادله ديگري همچون پول، منزلت اجتماعي وياقدرت سازماني درمحلهاي ديگراست وضمن مبادله ابزارهاي خود ، مديرعامل يا وزيررابه كرنش واجراي خواسته اش وادار مي سازد. ماحصل آنكه پول ، قدرت و منزلت درنظامهاي مختلف قابليت جابه‌جايي وياتبديل شدن به يكديگررادارند وهمگي كالاهاي باارزش محسوب مي‌شوند.

پايگاههاي قدرت
همانطوركه گفته شدقدرت يك فردياگروه دراثروابستگي ديگران به آنها پديد مي آيد. اما منشاءاين وابستگي دركجاست؟ درتحقيقي پنج پايگاه قدرت معرفي شده است: قدرت مبتني برزور، قدرت مبتني برپاداش، قدرت مبتني برتخصص، قدرت قانوني وقدرت الگويي( رابينز،246 ).
_ قدرت مبتني برزور: مبناي اين قدرت براساس ترس ياتهديد است. زورمي‌تواند به‌صورت تنگ كردن عرصه برشخص ومحروميت ازدسترسي به نيازهاي اوليه باشد. نهادهاي مختلف بنا برساختارهاي خود مي‌توانند به انواع تهديدها متوسل شوند. به نيروهاي نظامي فعالان درسازمان، مديرافراد داخل سازمان راباكاهش مزاياي مادي ومنزلتي تهديد مي‌كند وافرادخارج سازمان را ازخدمات‌دهي محروم مي سازد.
_ قدرت مبتني برپاداش : اگركسي بتواند چيزي راكه داراي ارزش مثبت است به ديگري بدهد يابتواند چيزي راكه داراي ارزش منفي است ازاوسلب كند، داراي قدرت مبتني برپاداش است .درمورد قدرت مبتني برپاداش فرد الزاما"نبايد مديرباشد تااين قدرت را دراختياربگيرد زيرادادن پاداشهايي چون دوستي ، پذيرش وتحسين درهركجا وبه‌وسيله هركس درسازمان ميسراست.چنين پاداشهايي رامي‌توان درقالب پاداشهاي منزلتي يعني ابزارمبادله نظام اجتماعي قرار داد.
_ قدرت قانوني : ساختارسازماني آشكارترين مسيري است كه فرد به‌وسيله آن مي‌تواند به پايگاه قدرت دست يابد.قدرت قانوني نمايانگرقدرتي است كه شخص درسايه پست ومقام سازماني به‌دست مي آورد.قدرت قانوني گسترده‌تر ازقدرت مبتني بر زور وپاداش است چرا كه هردو ابزار را دراختياردارد.
_ قدرت مبتني برتخصص : مربوط به افرادي بامهارت يادانش ويژه است.ازآنجا كه تكنولوژي روبه پيشرفت است ، سازمانها براي رسيدن به هدفهاي خود به متخصصان وابسته ترمي شوند. هرچند كه اين قدرت با افزايش نيروي كار ارزان قيمت خصوصا" دركشورهاي جهان سوم رو به افول است.
_ قدرت مرجع : اين قدرت درسايه تحسيني كه فرد ازديگري مي كند وآرزويي كه براي شبيه شدن به آن شخص دارد، به‌وجود مي آيد وريشه درمنابع آرمان گرايانه دارد. اگركسي مورد تحسين وستايش باشد وازنظر رفتارو نگرش به‌صورت الگو قرارگيرد، شخص مزبور داراي قدرت مرجع مي‌شود.
بررسي قدرت درديدگاه ساختاري
ساختارگرايان معتقد هستند كه محيطهاي اجتماعي داراي نظمهاي اساسي دررفتاروروابط مردم بايكديگر است. ساختارگرايي رامي‌توان به معناي جستجوي قوانين كلي وتغييرناپذيردرهمه سطوح زندگي تعريف كرد
(ريتزر، 543). اين ديدگاه به مفهوم آن است كه پديده‌هاي اجتماعي ازجمله قدرت، داراي ثبات و پايداري فراوان هستند.اگركسي با چنين ديدگاهي وارد اتاق مديرعامل شود، قطعا" مقهورسلطه ونفوذ مدير مي‌‌شود ومدير مي‌تواند از راههاي بسياري اعمال قدرت نمايد. درچنين حالتي تصورمااين است كه اوسالهاست براين كرسي تكيه زده است و به همين روش نيزادامه خواهد داد.اعتقادبه وجود ساختهاي ثابت اجتماعي وفردي، ريشه‌هاي فراواني دارد. مثلا" ماركس برساختارهاي ثابت اقتصادي در جامعه سرمايه داري تاكيد مي كند. از نظرفرويد ساختارهاي روانشناختي ناخودآگاه مردم رابه تفكر وعمل وامي دارد ( ريتزر، 104). مثلا" درجامعه سنتي ايران يك كودك ازسنين ابتدايي متوجه تسلط پدربرخانواده مي‌شود (هرچند كه اين ساخت به‌سرعت درحال تغييراست) . تاكيد برنظريه ساختگرايي باعث شد كه ويلبرت مور در1960 اعلام كند كه قشربندي طبقاتي براي بقاي جامعه ضرورت دارد (ريتزر،86) وبه اين ترتيب از جهت ايدئولوژيك ازنابرابري اجتماعي در آمريكا پشتيباني نمود. كسي كه درچنين جامعه‌اي دربالاي هرم قرارگرفته باشد داراي قدرت بلامنازع است وبه هيچ روي حاضر نيست ديگران رادرتصميم گيريها سهيم كند. مسلما مديرسازمان درچنين جامعه هرمي ازقدرت بالايي برخورداراست ومي‌تواند بتنهايي ودرپشت درهاي بسته تصميم گيري كند. به بيان ديگر، ديدگاه ساختاري خواهان تثبيت وضعيت موجود است وهيچ تغييري رادرشبكه ساختي اجتماع برنمي‌تابد، پس سعي دارد ازجابه‌جايي وگردش كالاهاي ارزشمند يعني قدرت ،پول ومنزلت جلوگيري كند. به‌عنوان مثال جهت حفظ منزلت اجتماعي، خانواده‌هاي اشراف درانگليس معمولا" ملزم به ازدواج بااشراف زادگان هستند ويا اكثريت سناتورهاي آمريكا ازخانواده‌هاي بخصوصي هستند. به اين ترتيب هنگام برخورد بايك مديرمجبوريم مراعات جايگاه منزلتي او را بنماييم و درواقع به ميداني مي رويم كه همه چيزبه‌سود طرف مقابل است.

بررسي قدرت درديدگاه نظريه پردازان كنش متقابل
به‌نظرعملگرايان، حقيقت ياواقعيت به گونه اي آماده درجهان وجود ندارد، بلكه ضمن عملكرد ما در جهان به گونه اي فعالانه ساخته وپرداخته مي‌شود. اين ديدگاه افرادرا عاملان آزادي مي انگارد كه هنجارها، باورهاونقشهاي اجتماع رابرحسب منافع شخصي وطرحهاي لحظه اي خود مي‌پذيرند، ردمي كنند، تعديل و يا تعريف مي كنند( ريتزر، 269). ازاين ديدگاه جايگاه مراجعه كننده ومديرعامل نسبت به يكديگر درحين تعامل آنها تعيين مي شود. به اين ترتيب كه ميان آن دوكنش برقرار مي شود،سپس فراگردي تعاملي ميان آنها رخ مي دهد كه ساختارهاي قبلي راتغيير خواهد داد.ممكن است كارمندي ازمديرتقاضاي ترفيع پست سازماني داشته باشد ومديرمخالفت كند. اماكارمند كه ازطريق منبعي خارج ازسازمان توانسته است به برخي ازنقاط ضعف مدير پي‌ببرد، اوراتحت فشارمي گذارد تابه خواسته اش عمل كند. مثلا" ممكن است مديرقبل ازورود به سازمان سوء پيشينه داشته باشد ويا ممكن است داراي نقاط ضعف خانوادگي واخلاقي باشد. ميان آنها تعامل برقرار مي شود وهردو وارد مبارزه مي شوند.درنهايت به توافقي مي رسند كه باعث تعادلي شكننده ميان آن دو مي‌شود. برخلاف ديدگاه ساختاري اين توافق يا تعادل تازماني ادامه مي يابد كه تغييري درشرايط هيچ يك از طرفين رخ ندهد. اما باايجاد شرايط جديد براي هريك ازطرفين ، توافق ياساخت ميان آن دو متزلزل مي‌شود وبه كنشي ديگرمي انجامد. امري كه درهركنش اهميت دارد اينكه انسانها درزمان انجام دادن يك كنش مي كوشند تاثيركنش خود رابركنشگران درگيرديگر، سبك و سنگين كنند. به‌عبارت ديگر،كنشگران حين كنش متقابل اجتماعي ، درفراگردي ازنفوذ متقابل قرارمي گيرند(ريتزر، 286). دربيشتر كنشهاي متقابل ، كنشگران بايد ديگران رادرنظرگيرند وبسنجند كه آيا فعاليتهايشان باديگران همخواني دارد يا نه.بنابراين افراد دركنش متقابل مي كوشند جنبه اي ازخودرانمايش دهند كه موردپذيرش ديگران باشد ( ريتزر،292) . به‌عنوان مثال اگردولتي درسياستهاي داخلي خود ادعاي مردم دوستي وازبين بردن فاصله ميان بالا وپايين هرم قدرت راداشته باشد، دراين‌صورت مديران چنين دولتي مجبورند اوقات بيشتري راصرف مراجعه كنندگان وپاسخگويي به آنها كنند. دراين شرايط محيطي براي انجام كنش ميان بالا وپايين هرم قدرت به‌وجود مي آيد كه احتمالا" به تعديل قدرت مي انجامد. به اين ترتيب افراد درگيركنش اعم ازمديرياكارمند دربازي شركت مي كنند كه نتيجه آن به عملكرد كنشگران بستگي دارد.
نتيجه‌گيري
گفته شد جامعه ايران درحال گذاراز ساختارهاي متمركز به نظام مشاركتي است.به اين ترتيب مديران قدرت خود رابه تناوب هم ازبالا وهم ازپايين هرم به‌دست مي آورند. به بيان ديگربرخي قدرت خودرا به‌واسطه ساختارهايي ثابت بدست مي آورند وبرخي قدرت خود راپس ازفرآيند تعامل وكنشهاي انتخاباتي به‌دست مي آورند. مسلم است مديراني كه دراثر فرآيند انتخاباتي به قدرت رسيده اند پاسخگوترخواهند بود. پس اگر مديري متكي به بالاي هرم قدرت باشد ، كمترامكان دارد كه بتوان اورا وارد بازي كنش متقابل كرد، زيرا اودرموضع برترجاي گرفته است . امااگرقدرت مديري متكي به پايين هرم باشد، مجبوراست براي حفظ اتكاي خود باآنها وارد كنش شود. هرچند اين تعامل ممكن است گاهي به ضرر اوباشد. اومجبوراست باديگران مشاركت كند، زيرادرصورت همكاري‌نكردن آنها به هيچ منبع ديگري وابسته نيست . پس تصورچنين مديري آن است كه قدرت درسازمان متبوع اوتوزيع شده است واين توزيع نيز احتمالا" براساس شايسته سالاري خواهد بود.
روند تاريخ معاصر ايران حركتي است از نظام استبدادي باساختهاي ثابت به‌سوي نظام مشاركت همگاني كه دراثركنشهاي افراد وگروهها، به‌وجود مي آيد. به اين ترتيب باورعمومي، به كارآمدي مديران مشاركت پذير درمقابل مديران جزم‌گرا است، به‌طوريكه امروزه اكثر مديران حداقل ناچارند ازمشاركت پرسنل دفاع كنند وآن‌را زينتي براي خود محسوب كنند.
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 10:55  توسط فرهنگ  | 

تاكتيكهاي زندگي موفق

بيان مهم‌ترين تاكتيك‌هاي يك زندگي موفق كه مي‌تواند تحولي شگرف در زندگي ايجاد نمايد، در قالب 7 تاكتيك راهبردي.

انسان‌هاي هدفمند و موفق همواره دنبال راهكارهايي مي‌گردند تا با سرعت و كيفيت بيشتري اهدافشان را محقق و زندگي زيبايي را براي خود و اطرافيانشان مهيا نمايند.

هدف‌گذاري و برنامه‌ريزي لازمه يك زندگي موفق و با نشاط است و افرادي كه به دنبال خوشبختي و سعادت مي‌گردند قطعاً بايد براي رسيدن به اين نعمت بيكران، هدفمند و باانگيزه حركت كنند.

 آرامش و نشاط از اهداف متعالي يك زندگي موفق است كه براي رسيدن به آن مي‌بايست تاكتيك‌ها و راهكارهاي معيني را تدوين و براساس آن يك زندگي آرام و با نشاط را ايجاد نمود. در اين مقاله مهم‌ترين تاكتيك‌هاي يك زندگي موفق كه مي‌تواند تحولي شگرف در زندگي شما ايجاد نمايد را در قالب 7 تاكتيك راهبردي بيان خواهيم كرد.

1 - ذهن را سرشار از موفقيت و پيروزي نماييم
 انسان‌هايي در صحنه زندگي و كار موفق و پيروز خواهند شد كه در ابتدا اين موفقيت و پيروزي را در ذهن خود ترسيم كرده و با تصويري كاملاً روشن و شفاف به سمت تحقق اهدافشان حركت نمايند و اطمينان داشته باشند كه پيروز خواهند شد.

 آنچه را كه ذهن بتواند تصور و باور كند قابل دستيابي است به شرطي كه با ذهنيتي همواره مثبت توأم باشد و افكار منفي آن را مخدوش نكند، پس بياييم مسير زندگي خود را بر مبناي باورهاي مثبت و يك روحيه عالي طراحي كرده و با اميد زيباتر شدن زندگي خود و اطرافيانمان از فرصت‌هاي طلايي زندگي نهايت استفاده را نماييم.

 2 - ديگران را ببخشيم و با آنها مهربان باشيم
بخشش و مهرباني از صفات زيباي خداي متعال است و انسان‌هايي كه با چنين خصوصيتي در صحنه زندگي حضور دارند، در واقع آرامش عميقي را براي خود مهيا مي‌سازند؛ چرا كه وقتي انساني از بخشش ديگران امتناع كند در واقع ترجيح مي‌دهد در غم و غصه‌هاي گذشته باقي بماند و همواره كينه ديگران را در دل داشته باشد.

عفوكردن ديگران در واقع لذت بردن از زمان حال و خلق آينده‌اي زيباست. وقتي كه ما با ديگران مهربان باشيم و به راحتي آنها را ببخشيم، آنها نيز تغيير كرده و رفتار خود را تصحيح مي‌نمايند؛ پس انتخاب هميشه با ماست كه مهار زندگي خود را به دست بگيريم و در حال زندگي كنيم و يا اينكه خود را در لجاجت‌‌ها و پريشاني‌هاي گذشته زنجير كنيم.

3 - انتظار قدرداني و سپاسگزاري نداشته باشيم
در يك زندگي موفق مي‌بايست همواره انديشه از خود گذشتن و ايثار كردن جاري باشد ولي در قبال كارهايمان نبايد انتظار قدرداني و سپاسگزاري از ديگران را داشته باشيم. يادمان باشد كه حضرت مسيح عليه‌السلام در يك روز 10مريض را شفا دادند ولي فقط يك مريض از ايشان تشكر كرد.

اگر انديشه ما لذت بردن از كمك به ديگران باشد، ديگر به دنبال لذت تشكر و قدرداني نمي‌رويم و بدانيم كه در اين عالم چيزي محو و نابود نمي‌شود چرا كه اگر امروز شما خدمتي به ديگران انجام دهيد، در زماني ديگر اين محبت به بهترين شكل به شما برمي‌گردد.

 4 - هميشه شكرگزار باشيم
 انسان‌هايي كه به داشته‌هايشان فكر مي‌كنند، آرامش و نشاطي نصيب‌شان خواهد شد كه پيوسته باعث افزايش اين نعمت‌ها در زندگي‌شان مي‌شود. اما در مقابل افرادي كه همواره به نداشته‌هايشان مي‌انديشند آنچنان اضطراب و استرسي به همراه دارند كه هر روز وضعيت‌شان نسبت به روز قبل بدتر خواهد شد.

شكرگزاري به درگاه خداي مهربان نه تنها از ديدگاه اعتقادي قابل تحسين است بلكه از نظر علمي نيز اثبات گرديده كه انسان‌هاي شاكر زندگي آرام و موفقي دارند چرا كه انسان جذب كننده بيشترين و شايع‌ترين افكار خويش مي‌باشد و اگر به زيبايي‌ها و نعمت‌هاي اطرافش بينديشد،‌ نعمت‌هاي بيشتري را جذب خود مي‌نمايد؛ پس با شكرگزاري‌ به درگاه خداي مهربان و تفكر درباره داشته‌هاي خود، موجي از نعمت‌ها و بركات را به زندگي خود هديه نماييم.

5 - از مشكلات استقبال كنيم
مشكلات، سازه‌هاي يك زندگي موفق هستند به شرطي كه نحوه رويكرد ما به آن نگرش حل مسئله باشد و در مقابل مسائل و مشكلاتي كه در زندگي ما پيش مي‌آيد همواره اين سؤال را مطرح نماييم كه «اين رويداد براي ما چه پيام مثبتي داشته است؟» با چنين نگرشي، زندگي با مسائل و مشكلاتش معناي زيبايي پيدا مي‌كند و در واقع موفقيت و پيروزي ما در صحنه زندگي، حل مشكلات اطرافمان مي‌گردد.

 بعضي از انسان‌ها در هر فرصتي به دنبال مشكل مي‌گردند، ولي انسان‌هاي موفق در هر مشكلي به دنبال فرصت مي‌گردند و به قول ديل كارنگي اگر تقدير زندگي در مسير آنها يك ليموترش هم قرارداد از آن شيرين‌ترين شربت زندگي را تهيه مي‌كنند و با عشق مي‌نوشند. يادمان باشد كه مشكلات دامنه ذهن ما را وسعت مي‌بخشد و توانايي‌هاي ما را براي رسيدن به پيروزي‌هاي بزرگتر افزايش مي‌دهد.

6 - ديگران را شاد كنيم
شادي و نشاط لازمه يك زندگي موفق و پويا است و اگر انساني داراي روحيه مثبت نباشد نمي‌تواند در مواجهه با مسائل مختلف زندگي با تدبير و اقتدار عمل كند. يكي از راه‌هاي كسب روحيه مثبت، ايجاد نشاط و شادي در ديگران است.

زماني‌كه ما مشكل فردي را حل كنيم در واقع آرامش و نشاط را به خود هديه مي‌دهيم و لذت خدمت به ديگران بيشترين نشاط را در ما ايجاد خواهد كرد. آنچه در روايات ديني ما نيز آمده است مؤيد آن است كه ما بايستي همواره با چهره‌اي گشاده و خندان در جامعه حاضر شويم و با شاد كردن دل ديگران، زيبايي و مهرباني را در زندگي خويش جاري نماييم.

7 - كسب دانش و تكنيك‌‌هاي مهارت‌هاي زندگي
 زماني زندگي زيباست كه زيبا زندگي كردن را آموخته و به آنها عمل كرده باشيم. دانش و مهارت‌هاي زندگي از جمله ابزارهاي اساسي براي خلق يك زندگي موفق و زيبا مي‌باشند. تا زماني كه ما ندانيم كه با خود و اطرافيانمان چگونه رفتار كنيم، چطور انتظار داريم زندگي زيبايي داشته باشيم.

ما مي‌توانيم با مطالعه كتاب‌هاي خوب و شركت در كلاس‌هاي مؤثر، دانش و مهارت خود را براي خلق يك زندگي آرام و با نشاط افزايش دهيم و خاطرات بسيار زيبايي را در ذهن خود و اطرافيانمان به يادگار بگذاريم و يادمان باشد كه: زندگي شهد گلهاست. زنبور زمان مي‌خوردش. آنچه مي‌ماند، عسل خاطره‌هاست.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 10:52  توسط فرهنگ  | 

رهبری کاریزماتیک

 

رهبری کاریزماتیک

انسان‌ها، روابط متعددي با يكديگر برقرار مي‌كنند (دوستي، خويشاوندي) كه رهبري نيز يكي از آنهاست. در اين رابطه، نفوذگذاري از يك‌سو و نفوذپذيري از سوي ديگر اتفاق مي‌افتد. آن چه در اين ميان رخ مي‌دهد، اطاعت است. رهبري كاريزماتيك، نوعي سبك رهبري است كه به برقراري چنين رابطه‌اي بدون اعمال زور يا پاداش‌هاي مالي منجر مي‌شود. رهبري كاريزماتيك از سوي نظريه‌پردازان سازماني، مورد كم توجهي قرار گرفته است. اين مشكل تا اندازه‌اي به فقدان چارچوب فكري سيستماتيك نسبت داده مي‌شود. در اين مقاله سعي شده است تا رهبري كاريزماتيك و خصوصيت‌هاي آن مورد بررسي بيشتر قرار گيرد.

 

در دنياي سازماني نوين، يكي از مهم‌ترين شاخص‌هاي تأثيرگذار بر جوامع، عنصر مديريت است كه شكل مطلوب آن مديريت همراه با رهبري تلقي مي‌شود. رهبري يكي از مفاهيم بنيادين اداره جامعه بوده و با تحولات اجتماعي همراه است، زيرا بنيان نظم و اداره هر جامعه و سازمان، بر مبناي آن بنا نهاده شده است. بدون رهبري، پيش بردن اهداف اجتماعي و رسيدن به مطلوب‌ها، يا امكان‌پذير نبوده يا بسيار دشوار خواهد شد. رهبري، واژه‌اي چند بعدي است كه درباره تعريف آن توافق نظر مشتركي وجود ندارد. «تعريف‌هايي كه از رهبري ارائه شده است را از نظر تعداد مي توان برابر با تعداد كساني دانست كه در صدد ارائه تعريفي از آن بر آمده‌اند».

انواع نظريه‌هاي رهبري
اغلب تعاريفي كه از رهبري ارائه مي‌شود، مبتني‌بر محور تأثير و نفوذ است. از اين‌رو، رهبري شامل فرايند تأثيرگذاري است كه از طريق آن، رهبر نفوذ دلخواه خود را بر پيروان اعمال مي‌كند. به‌طور كلي، مطالعات صورت گرفته طي 70 سال اخير در زمينه نظريه‌هاي رهبري را مي‌توان در شش مكتب اصلي دسته‌بندي كرد:
1.مكتب ويژگي‌هاي رهبري
2.مكتب رفتاري يا سبك رهبري
3.مكتب اقتضايي
4.مكتب شايستگي رهبري
5.مكتب هوش عاطفي
6.مكتب رهبري كاريزماتيك يا الهامي
در مكتب ويژگي‌هاي رهبري، رهبران، ابرمرداني فرض مي‌شدند كه به دليل برخورداري از ويژگي‌هاي كه موهبت الهي هستند، شايسته رهبري، شده‌اند. در نگاه اين مكتب، رهبري استعدادي ذاتي و خدادادي است لذا رهبران، رهبر به دنيا مي‌آيند نه اينكه ساخته شوند.
محققان، مكتب رفتاري در پي تعيين رفتارهاي رهبران يا سبك رهبري آنان برآمدند. در نگاه اين مكتب، رهبران مي‌توانند ساخته شوند، زيرا فقط بايد رفتار و سبك‌هاي آنان شناسايي و تقليد شوند.
در مكتب اقتضايي، براساس شرايط و به اقتضاي موقعيت‌ها شيوه مناسب و مطلوب رهبري تعيين مي‌شود. به بياني ديگر، سبك رهبري مطلوب جهان‌شمول در اين مكتب، رد شده و سبك رهبري با توجه به موقعيت، مشخص مي‌شود.
در مكتب شايستگي‌ها، بر شايستگي‌ها و صلاحيت‌هاي رهبري تأكيد مي‌شود. شايستگي عبارت است از هر گونه دانش، مهارت، توانايي و خصوصيت فردي كه منجر به عملكرد برتر و برجسته مي‌شود.
در مكتب هوش عاطفي، بر توانايي رهبر در زمينه درك احساسات و عواطف پيروان و نوع واكنش مناسب با آنها، تأكيد مي‌شود. مكتب هوش عاطفي در مقابل مكتب هوش ذهني (IQ) شكل گرفته و بر توانايي درك متقابل تأكيد مي‌كند.
در مكتب رهبري كاريزماتيك، ويژگي‌هايي براي رهبران در نظر گرفته مي‌شود كه آنها را قادر مي‌سازد براي پيروان خود الهام‌بخش بوده و به شكل الگو و مدل مرجع درآيند، به‌طوري كه پيروان، با رهبر خود تعيين هويت مي‌شوند.
براساس مطالعاتي ديگر كه در سال‌هاي اخير صورت گرفته است، رهبران به دو دسته تقسيم شده‌اند:
1.رهبران مبادله‌اي
2.رهبران تحول‌آفرين
از 6 مكتب قبلي، مكاتب: ويژگي‌هاي رهبري، رفتاري، اقتضايي و شايستگي رهبري به رهبران مبادله‌اي توجه دارند. اين نوع رهبران، پيروان خود را هدايت يا تحريك مي‌كنند و موجب تأمين هدف‌هاي سازمان مي‌شوند. مكاتب هوش عاطفي و رهبري كاريزماتيك، بر رهبران تحول‌آفرين تمركز دارند. اين نوع رهبران، الهام‌بخش و روحيه دهنده پيروان خود بوده و آنها را در مسيري هدايت مي‌كنند كه منافع سازمان را تأمين مي‌كند. گفتني است كه در سال‌هاي اخير عده‌اي از محققان، رهبري تحولگرا را نوع پيشرفته رهبري كاريزماتيك دانسته و آن را «نئوكاريزماتيك» نيز ناميده‌اند. «آووليو» و «يامارينو» از اين دسته افراد هستند.

رهبري كاريزماتيك
گرچه، ماكس وبر به عنوان مبدع و نشردهنده نظريه رهبري كاريزماتيك شناخته شده است، اما تقريباً تمام كساني كه پس از رنسانس صاحب‌نظر در مسائل فلسفي و انساني بوده‌اند، به نوعي به اين مطلب اشاره كرده‌اند. در دوران پس از رنسانس نظريات مختلفي در شناخت طبيعت و سرشت انسان ارائه شده است. گروهي از صاحب‌نظران معتقد بودند كه انسان داراي بعد منطقي، عقلايي و استدلالي است. در مقابل آنها، گروهي اعتقاد داشتند كه انسان‌ها از مجموعه‌اي از احساسات، عواطف و هيجانات برخوردارند كه موجب بروز رفتار مي‌شود. تا زمان ماكس وبر نظر دقيقي وجود نداشت كه كدام بعد از وجود انسان باعث ايجاد رفتار شده و يا آن را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. كار مهم ماكس وبر اين بود كه در بعد عقلايي، مفهوم ديوان‌سالاري و در بعد عاطفي، مفهوم كاريزماتيك را ارائه كرد و تمايز بين اين دو مفهوم را كاملاً مشخص ساخت. امروزه، مفهوم ديوان‌سالاري به عنوان زير بناي نظريه‌هاي مديريت شناخته مي‌شود، اما مفهوم كاريزماتيك در ابتدا با برخوردهايي تخطئه‌آميز روبه‌رو شد. با گذشت زمان، اين مفهوم سرانجام توانست در فرهنگ نظري رسوخ كند. البته شرح و بسط‌هاي فراواني نيز بر نظريات ماكس وبر شده است كه از بيان آنها خودداري مي‌شود.
كاريزما، در لغت يعني فرهمند يا فرمندي و يا به عبارتي ديگر جاذبه استثنايي. كاريزماتيك كلمه‌اي يوناني به معناي موهبت است. كلمه كاريزما در كتاب مقدس مسيحيان به كار رفته است تا روح مقدس را توصيف كند. وحي، حكم، تعليم، كشيش، عقل و شفا دادن، نمونه‌اي از موهبت‌هاي پرجذبه‌اند كه در كتاب مقدس مسيحيان توصيف شده‌اند.
كاريزما، در اصطلاح به خصوصيت كسي گفته مي‌شود كه بشخصه و يا به عقيده ديگران، داراي قدرت رهبري فوق‌العاده است. اين اصطلاح اغلب در علوم سياسي و جامعه‌شناسي به كار برده مي‌شود تا زيرمجموعه‌اي از رهبراني را كه با استفاده از نيروي توانايي شخصي خود مي‌توانند تأثيراتي عميق و استثنايي در پيروان خود داشته باشند، توصيف كنند. وبر، كاريزما را چنين توصيف مي‌كند: «ويژگي خاصي از يك شخصيت پديده».
رهبري كاريزماتيك يا رهبري مبتني‌بر جاذبه استثنايي، به‌گونه‌اي از رهبري گفته مي‌شود كه داراي قدرت و توانايي الهام‌بخشي به پيروان باشد و اين در حالي است كه توانايي‌ها صرفاً از نيروي شخصيت و تعهد فرد سرچشمه گرفته باشد. در اين نوع رهبري، رابطه‌اي بدون استفاده از پاداش‌هاي مالي و اعمال زور برقرار مي‌شود.

عوامل ظهور رهبري كاريزماتيك
به طور كلي، دو ديدگاه در مورد عوامل ظهور رهبري كاريزماتيك وجود دارد:
الف- شرايط اجتماعي و تاريخي: بعضي محققان علم مديريت گفته‌اند شرايط اجتماعي و تاريخي عوامل اصلي بحراني در ظهور رهبران كاريزماتيك هستند (كانگر و كانانگو، 1987: 2). وبر، رهبري كاريزماتيك را پديده‌اي مي‌داند كه اغلب در شرايط و وضعيت‌هاي منحصر بفرد و نادر ظهور مي‌كند (حداقل از نظر آماري اين چنين است). آقاي آبربچ براساس تحليل‌هايي كه در زمينه بسياري از رهبران كاريزماتيك صورت گرفته است، مي‌گويد: «رهبران كاريزماتيك، پيش از بحران‌هايي كه آنها را به قدرت مي‌رساند، اغلب نالايق، معمولي و كم‌جاذبه به نظر مي‌رسند». وي معتقد است پيوند عميق احساسي پيروان با رهبران كاريزماتيك، احتمالاً از موقعيت‌ها و وضعيت‌هايي خاص در سازمان سرچشمه مي‌گيرد. روچ معتقد است زمان اوج شكوفايي رهبران كاريزماتيك اغلب در خلال زمان‌هايي است كه ناآرامي و نارضايتي اجتماعي، بويژه داخل شركت وجود دارد. در چنين مواقعي، بي‌تجربگي و ارزش‌هاي ضدانساني سازمان‌ها باعث مي‌شود تا پيروان، از رهبران اطاعت كنند و واكنش‌هاي رواني تازه‌اي از خود نشان دهند. از نظر آنها، وجود بحران، عامل اصلي رفتارهايي است كه به شخصيت رهبر كاريزما (به عنوان هسته مركزي) پيوند مي‌خورد.
ب- پويايي‌هاي بين رهبر و پيرو: سه نوع رابطه عاطفي و احساسي بين رهبران و پيروان وجود دارد. اين روابط در نهايت منجر به شكل‌گيري رهبران كاريزماتيك در سازمان‌ها و حتي جوامع مي‌شوند. اين سه نوع رابطه عبارتند از:
1. انعكاسي
2. نمادين (سمبليك)
3. توسعه‌اي
1. روابط انعكاسي: اين نوع روابط ريشه در مكانيسم روان‌شناسي فرافكنانه دارد. خصيصه اصلي فرافكني، در اين حقيقت خلاصه مي‌شود كه فرايندهاي ناخودآگاه رخ داده در روابط متعدد را نشان مي‌دهد. ليند هولم (1988) روابط رهبري را همانند افتادن در دام عشق مي‌داند. در چارچوب اين نظريه، طرح‌هايي مشابه انسان عاشق براي پيروان وجود دارد، نظير رفتارهاي عاشقانه، بزرگنمايي معشوق و يا چشم‌پوشي و كوچك ديدن اشتباهات او. فرويد، به روابط با رهبران در قالب اظهار فرافكني يك پدر مي‌نگرد. «قاطعيت و قدرت اراده و فعاليت پرانرژي (خصيصه‌هاي مرتبط با رهبران) بخشي از تصوير يك پدر است. به بياني ديگر، مطابق با اين توصيف، رهبر لزوماً «شخص واقع» نيست بلكه نتيجه اشتياق ناخودآگاه پيروان است. البته اين كه چرا هزاران نفر به سمت شخصي همسو مي‌شوند در نوع خاصي از فرافكني است كه فرافكني خودشيفتگي ناميده مي‌شود. كساني كه از خودشيفتگي محرومند، ممكن است بعدها در زندگي براي جبران آن، سراغ جهاتي ديگر بروند؛ مثلاً به سراغ كساني بروند كه رهبر ناميده مي‌شوند».
2. روابط نمادين: برخلاف روابط انعكاسي رهبران با پيروان كه معمولاً بر مبناي فرايندهاي روان‌شناسي ناخودآگاه بود، روابط نمادين بر مبناي مفاهيم، پيام‌ها، ايدئولوژي‌ها و ارزش‌هاي مفهوم محور يا مضمون محوري رشد مي‌كند كه از رهبر انتظار ارائه يا تأكيد بر آنها مي‌رود. مثلاً، ستايش ماندلا (رهبر افريقاي جنوبي) پيش از آزادي از زندان و پس از آن ستايش يك شخص نبود. او «تجسمي از شخصيت آينده» بود. او همان طوري كه هم خودش و هم دوستانش تصريح كرده‌اند، يك «تمثال» و نمادي از آزادي، استقلال و هويت نوين ملي بود. در روابط نمادين، رهبران بر خود ادراكي پيروان تأثير گذاشته و انگيزه آنها را براي خود ابرازي برمي‌انگيزانند. از آنجا كه مكان‌ها، مردم، موضوعات و موجودات خاص، مضامين عاطفي گويايي دارند، رهبران خاص هم ممكن است مقاصدي روشن در ارتباط با هويت پيروان خود داشته باشند. بنابراين آنها ابزاري رواني براي ارتقاي ارزش پيروان خود هستند. اين حقيقت كه پيروان، خود را به رهبري خاص پيوند مي‌دهند، آنها را به بخشي از جوهره رهبر تبديل مي‌كند. افزون بر اين، چون ارزش‌ها و هويت، پايه‌اي اجتماعي دارند، رهبري كه الگوي اين ارزش‌هاست، در واقع نقش اتصال‌دهنده بين ادراك‌هاي فردي پيروان و ارزش‌ها و هويت مشترك اجتماع بزرگ‌تر را برعهده دارد. مسينتير در 1981 نظر جالبي در همين مورد ارائه كرد. از نظر او، رهبر قصد و حكايتي را بيان مي‌كند و هنگامي كه مردم خودشان را به رهبر پيوند مي‌دهند، در حقيقت خود را به داستاني پيوند مي‌دهند كه همگي به‌طور مشترك خويشتن را در آن مي‌بينند.
در كل، عنصر عاطفي در روابط نمادين، از طريق طبيعت ايدئولوژيك چشم‌اندازي كه رهبر ارائه مي‌كند و نيز تأكيد رهبر بر هويت اجتماعي، شكل مي‌گيرد. مثلاً از طريق ارتباط با تاريخ مشترك جمعي و نمادهاي مشترك كه آن را از ديگر مجموعه‌ها متمايز مي‌سازد.
3. روابط توسعه‌اي: تبيين‌هاي انعكاسي و نمادين در روابط رهبر و پيرو، بيشتر در مورد رهبران سياسي و اجتماعي رخ مي‌دهد و معمولاً در وضعيت‌هايي فعال است كه با تغييرات زياد همراهند. مطلب مهم اين است كه كاريزما به ويژگي عادي تبديل مي‌شود كه فقط مربوط به رهبران سياسي و اجتماعي نيست بلكه مربوط به سطوح يكنواخت رهبران در سازمان‌ها، مربي‌ها، مسئولان شهري، رهبران تيم‌هاي ورزشي و به بياني ديگر، هر كسي كه بر روي احساسات ديگران تأثير مي‌گذارد نيز باشد. رابطه توسعه‌اي، اين گونه توصيف مي‌شود: «تأثيري عاطفي كه باعث مي‌شود افراد روابط خود را با رهبر افزايش داده، رفتار افراد اخلاقي‌تر شده و كارهايي انجام دهند كه اين كارها، ماوراي هنجارهاي پذيرفته شده در محيط هستند، مثل اختراعات و ابداعات». رهبراني كه احساس امنيت را براي پيروان فراهم مي‌كنند، باعث مي‌شوند مجموعه‌اي از انرژي‌هاي بالقوه محسوس رها شود كه اين انرژي‌ها به كاركردهاي توسعه‌اي بشري منجر مي‌شود، مثل پيشرفت‌هاي شخصي و پاسخ به درخواست‌هاي عقلاني جامعه.

ويژگي‌ها و مؤلفه‌هاي رهبر كاريزماتيك
پيروان، رهبران كاريزماتيك را براساس كنش‌هاي متقابل مي‌شناسند و به آنها هويت مي‌دهند. به كاريزما بايد به عنوان صف و ويژگي ساخته شده توسط پيروان، يعني كساني كه مجموعه‌اي از رفتارهاي معيني را در وضعيت‌ها و شرايط سازماني، از رهبر مشاهده مي‌كنند نگاه كرد. رفتار مشاهده شده رهبر در سازمان را مي‌توان با بيان ويژگي‌هاي كاريزماتيك پيروان او تفسير كرد و چنين صفات غير وضعيتي، از رفتارهاي مطالعه شده رهبري نتيجه گرفته شده است. كاريزما بودن، صفتي فردي كه حاصل جايگاه فرد در سازمان باشد، نيست بلكه ويژگي خاصي است كه از رفتارهاي رهبر منتج مي‌شود. شايد بتوان گفت كه در اين زمينه يكي از عميق‌ترين تحقيقات، دسته‌بندي كانگر و كانانگو است. اين دو محقق، اشاره دارند كه اگر خصلت كاريزما به رفتارهاي مشاهده شده از افراد بستگي دارد، پس يك‌سري مولفه‌هاي رفتاري وجود دارد كه مسئول اين صفات هستند. آنها، به بررسي اين مؤلفه‌ها پرداخته و ويژگي‌ها و صفات رهبري را در قالب اين دسته‌بندي ارائه كردند. جدول صفحات بعد، فهرستي از مؤلفه‌هاي رفتاري قابل تميز از رهبري كاريزماتيك را به نمايش گذاشته است. اين مؤلفه‌ها به هم پيوسته بوده و وجود يا عدم و نيز شدت آنها در رهبران، متفاوت است. نتايج مؤلفه‌هاي رفتاري تحقيقات نشان مي‌دهند كه:
- مؤلفه‌هاي رفتاري رهبري كاريزماتيك با يكديگر رابطه داشته و يك گروه را با يكديگر تشكيل مي‌دهند.
- رهبران، وقتي كاريزماتيك هستند كه چشم‌اندازهاي آنان بسيار متضاد با وضعيت كنوني باشد، ولي در عين حال بايد براي پيروان آزادي عمل وجود داشته باشد كه آن را بپذيرند يا نه.
- رهبران كاريزماتيك، ممكن است ريسك‌هاي شخصي بالا را بپذيرند و هزينه‌‌هاي بالايي را متحمل شوند و از خود گذشتگي كنند تا به اهداف مشترك برسند.
- رهبران كاريزماتيك، مهارت خود را در فراتر رفتن از نظام موجود از طريق به كار بردن ابزارهاي نامتعارف و استثنايي به اثبات مي‌رسانند.
- رهبران كاريزماتيك، رفتارهايي را كه بديع و غير عادي‌اند به كار مي‌برند و ريسك‌هاي شخصي‌اي را انجام مي‌دهند كه به احتمال زياد به منافع شخصي آنها ضرر مي‌زند.
- رهبران كاريزماتيك، ارزيابي دقيقي از منابع محيطي خود دارند و درك مي‌كنند كه محدوديت‌ها در تعيين يا فهم آنها از چشم‌اندازها تأثير مي‌گذارند. وقتي محدوديت‌ها و فشار منابع محيطي براي رهبران كاريزماتيك مثبت است، آنها راهبردهاي ابتكاري خود را به كار مي‌گيرند.
- رهبر كاريزماتيك، وضعيت حاضر را به عنوان وضعيتي منفي و طاقت‌فرسا و اهداف آينده را به عنوان جايگزيني جذاب‌تر و قابل حصول توصيف مي‌كند.
- رهبران كاريزماتيك، انگيزه‌هاي خود را به روشني بيان مي‌كنند تا بتوانند از طريق رفتار جسورانه و اظهار اعتماد به نفس، تخصص، نامتعارف بودن و نگراني در مورد نيازهاي پيروان، رهبري كنند.

مؤلفه‌هاي رهبري كاريزماتيك

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتيجه‌گيري
با توجه به مطالبي كه ارائه شد، مي‌توان نتيجه‌گيري كرد كه رهبري كاريزماتيك، خصوصيتي نيست كه به صورت ذاتي در تمامي افراد وجود داشته باشد و يا به بياني ديگر، تمامي انسان‌ها واجد اين قابليت باشند. خصوصيت كاريزماتيك، هميشه همراه فرد نيست و همگان نمي‌توانند فردي را به عنوان رهبر كاريزماتيك بپذيرند. در مرحله اول، عواملي وجود دارند كه باعث ايجاد و ظهور كاريزما مي‌شوند. در مرحله بعد، عواملي وجود دارند كه در ثبات، شدت و ضعف صفت كاريزما در رهبر مؤثر هستند. نكته مهم اين است كه كاريزماتيك بودن، خصوصيتي است كه در واقع از سوي پيروان به رهبران اعطا مي‌شود. كاريزما بودن خصيصه‌اي است كه به رفتارهاي مشاهده شده از رهبر بستگي دارد. مجموعه‌اي از مؤلفه‌هاي رفتاري در رهبر وجود دارد كه علت ظهور صفات كاريزماتيك در وي مي‌شوند. با توجه به اين نتيجه‌گيري، مي‌توان اين صفات را شناسايي كرده و حتي آنها را در افرادي ديگر كه از قابليتي ذاتي برخوردارند، پرورش داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 16:55  توسط فرهنگ  | 

مطالبي در مورد موتور استارترها

مطالبي در مورد موتور استارترها

  همانطوري كه مي دانيد ، راه اندازي موتورهاي القايي در صنعت از اهميت ويژه اي برخوردار است. به خصوص اين كه امروزه استفاده از راه اندازهاي الكترونيكي مانند راه اندازهاي نرم - كنترلر هاي سرعت بسيار مرسوم شده است و لازم است علاقه مندان و كارشناسان اين رشته روشهاي كنترل و راه اندازي موتورها را به شيوه هاي كلاسيك به ديده فراموشي بسپارند و به فراگيري روشهاي بروز بپردازند.

يكي از روشهاي راه اندازي موتورهاي القايي راه اندازهاي نرم مي باشد كه از طريق آنها موتور ها از طريق كنترل ولتاژ-فركانس در يك زمان مشخص بتدريج از سرعت صفر به سرعت نامي مي رسند كه اين روش امروزه كاملا جا افتاده است.

راه اندازهاي نرم تنها در هنگام راه اندازي بكار مي روند و معمولا پس از راه اندازي توسط يك كنتاكتور باي پس از مدار خارج مي گردند. اين راه اندازها مي توانند به سيستم از كار اندازي نرم نيز مجهز باشند كه كاربرد هاي ويژه اي دارد. ضمن اين كه عموما اين نوع راه اندازها به ترمز الكترونيكي از طريق تزريق جريان مستقيم نيز مجهز مي باشند.

سازندگان اين نوع راه اندازها معمولا حفاظت هاي مورد نياز براي موتور را نيز در راه اندازها تعبيه مي كنند كه از اين طريق حجم راه انداز محدود مي گردد. ضمن اين كه با استفاده از اين گونه راه اندازها نياز به در نظر گرفتن كنتاكتور اصلي نيست . حفاظت هايي كه معمولا در راه اندازهاي نرم پيش بيني مي گردد بشرح زير است :

- حفاظت در مقابل اضافه بار

- حفاظت در مقابل توالي معكوس فازها و دو فاز شدن

- حفاظت در مقابل افزايش حرارت سيم پيچ هاي موتور كه از طريق سنسورهاي حرارتي انجام مي گردد.

- حفاظت در مقابل كاهش ولتاژ

و موارد ديگر كه بسته به سازنده راه انداز مي تواند تغيير كند.

نكته مهم اينجاست كه هنگام بسته شدن كنتاكتور باي پس حفاظت هاي تعبيه شده در راه انداز همچنان فعال مي باشد چون مسير باي پس تنها تايرستورها را باي پس مي كند.

جهت بستن كنتاكتور باي پس بعد از راه اندازي موتور عموما از يك كنتاكت راه انداز استفاده مي گردد كه بعد از رمپ راه اندازي به صورت خودكار فعال مي گردد. لازم به ذكر است كه برخي از راه اندازهاي نرم داراي سيستم باي پس داخلي هستند كه ديگر نياز به در نظر گرفتن كنتاكتور باي پس نيست.

با توجه به اين كه تايرستورهاي بكار رفته در راه اندازهاي نرم حرارت توليد مي كنند اينطور استنباط مي گردد كه در تابلوهاي داراي راه اندازهاي نرم لازم است از فن استفاده گردد. ولي با توجه به كار راه انداز تنها در مرحله استارت ، حرارت توليد شده تنها به مرحله راه اندازي محدود مي گردد و بنابر اين در راه اندازهاي داراي سيستم باي پس تنها تعبيه شكاف هاي عبور هوا متناسب با درجه حفاظتي تابلو  توصيه مي گردد. ضمن اين كه اين گونه راه اندازها عموما مجهز به هيت سينك و فن هستند.

اكثر راه اندازهاي نرم مجهز به پورت هاي اطلاعاتي مانند مودباس- پروفي باس و ....  جهت تبادل اطلاعات مي باشند كه از اين طريق مي توان از كليه اطلاعات داخل راه انداز مطلع گرديد به اين طريق كنترل اين راه انداز ها توسط سيستم هايي مانند DCS بسيار ساده مي باشد.

در صورتي كه دوستان علاقه مند به اطلاعات ببشتر هستند به لينك هاي زير خصوصا لينك آخر مراجعه نمايند.

- مطالبي در مورد موتورهاي القايي و راه اندازهاي ساده

The Principles of Fixed-Speed Induction Motor Control

- اطلاعات كلي در مورد راه اندازهاي نرم

General Documentation concerning the soft starters

-  يك هند بوك مفيد در مورد راه اندازهاي نرم كه مطالعه آن را به كليه علاقه مندان توصيه مي كنم.

Soft Starters Hand Book

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 16:52  توسط فرهنگ  | 

چگونه برای خود کسی شویم؟

 چگونه برای خود کسی شویم؟

حـتـي اگـر فـرد خـود پسـند و دمدمي مزاجي هم نباشيد، دوست داريد که يک ستـاره شـويـد. حـتـي بـراي لحظه اي گـذرا، چـنـد بـار در ســال يـا هـر وقـت کـه از خـط بـيـرونـتان مـي انـدازنـد و جـايي راهـتان نـمي دهـند دوسـت داشتيد که به جاي هيچ کس بودن، کسي بوديد.


همه ي ما دوست داريم که ديگران ما را بشناسنـد مهم تر ايـنکـه به ما احترام بگذارند. وقتي جوان بودم، خـيـلـي زود متوجه شـدم کـه لهجه خـارجـي ام خيلي اوقات مانعي بر سـر راهـم اسـت. ولـي سـعـي کـردم از هـمين لـهـجه هم نـهـايـت اسـتـفاده را بـبـرم و در جـاهـايـي بخـصـوصــي کـه مـي خـواستم رسيدگي ويژه به من بکنند مثلاً در هتل ها يا رستوران ها با هـمين لهجه ميگفتم کـه من طراح آقاياي فـلانـي هسـتـم، بـه نـظـرتـان اسـم خـيـــلي محترمانه اي نيست؟

بله درست است که دروغ مي گفتم، اما گاهي اوقات پيش مي آمد که دوست داشتم در جمع به خوبي پذيرفته شوم. هر چه پيرتر مي شويم، اهميت اين مسائل برايمان کمتر مي شود. البته ممکن است براي من اينطور باشد، چون ديگر براي اينکه کسي حساب شوم اين کارها را نمي کنم.

از کم شروع کنيد، از نردبان شهرت بالا رويد
اين روزها ديگر افراد براي به دست آوردن آنچه مي خواهند صبر و حوصله ندارند.  دوست دارند همه چيز برايشان حاضر و آماده باشد. اما هميشه اين را به ياد داشته باشيد، که زماني مي توانيد قدر و قيمت کسي بودن را بفهميد که از هيچ کس بودن شروع کرده باشيد. نبايد بنشينيد و بالا رفتن بقيه را از نردبان شهرت نگاه کنيد، شما هم بايد روي نردبان باشيد. پس فکر نکنيد که مي توانيد يک شبه ره صد ساله رفته و به آنچه مي خواهيد برسيد، چون همين شب حداقل 10 سال طول مي کشد.

به دست ديگران نگاه نکنيد که چه دارند و چه ندارند، ببينيد در دستان خودتان چيست، و براي به دست آوردن آن چيزهايي که نداريد تلاش کنيد، نه خيالبافي.

بله، همه ي ما مي توانيم با در دست داشتن پول و قدرت براي خود کسي حساب شويم، اما اگر هيچکدام از اين دو در دستمان نبود چه؟ بايد هيچکس باقي بمانيم؟ نه، راه هايي هست تا بتوانيم از هيچ کس به همه کس تبديل شويم.

راههايي براي مهم شدن
هيچوقت نمي توانيد يکباره نزد همه فردي مهم تلقي شده و مشهور شويد. حتي اگر رييس جمهور هم شده باشيد، مطمئناً تا اينجا راه درازي را پيموده ايد. در اينجا به نکاتي اشاره مي کنيم که مي توانيد با استفاده از آنها براي خود کسي شويد.

1-  پول در بياوريد
مي توانيد براي مهم شدن پول خرج کنيد و راه را بخريد. هر چه پول بيشتري داشته باشيد، افراد بيشتري دور و برتان جمع خواهند شد و بهتان احترام مي گذارند. هيچ چيز بهتر از اين نمي تواند باشد وارد جايي شويد و بگوييد: "مي خواهم پول زيادي اينجا خرج کنم." اين کار باعث خواهد شد که همه ي توجهات به شما جلب شود. اما اين راهي موقتي و زودگذر براي مهم شدن است.   

2-  پشتوانه ي خانوادگي
در خط کاري من اگر متعلق به يک خانواده ي خوب باشيد، فرد مهمي تلقي خواهيد شد. اگر در کوچه و بازار به خاطر خانواده تان آبرو و اعتبار داشته باشيد به شما کمک خواهد کرد.

3-  يک حرکت بزرگ بکنيد
هيچ چيز مثل يک حرکت بزرگ باعث جلب توجه ديگران نمي شود. چه يک اختراع بزرگ باشد يا يک سخنراني مهم، مي توانيد با آن از نردبان شهرت به سرعت بالا رويد. کاري انجام دهيد که در کتاب هاي تاريخ هم حتي در مورد آن بنويسند.

4-  در رشته اي کارشناس شويد
همه ي افراد گاهاً نياز پيدا مي کنند که با يک کارشناس مشاوره کرده و نظر آنها را هم جويا شوند. هميشه سعي کنيد در هر رشته اي که هستيد، خبره و ماهر شويد. اگر وکيل، حسابدار يا مهندس کامپيوتر هستيد، سعي کنيد در کارتان تا اندازه اي بالا رويد که ديگران شما را به چشم يک کارشناس نگاه کنند. اگر متوسط باشيد، کسي سراغتان نخواهد آمد.

5-  ريسک کنيد
بله ممکن است ريسک کرده و به بن بست بخوريد و همه چيز را از دست بدهيد، اما خيلي اوقات هم افراد با همين ريسک کردن ها به جايي رسيده اند. سعي کنيد در کارهايي خطر کنيد که حداقل سر رشته اي در آن داشته باشيد.   

6-  فردي خاص باشيد
مي خواهيد جلب توجه کنيد؟ مي خواهيد از اطرافيانتان يه سر و گردن بالاتر باشيد؟ سعي کنيد چيز خاص و منحصر به فردي داشته باشيد که افراد با آن ياد شما بيفتند. مي تواند طريقه ي نگاه کردن، صحبت کردن، يک ژست خاص يا هر چيزخاص ديگري باشد. کاري کنيد که شما را متفاوت با بقيه نشان دهد.

7-  همسري مهم داشته باشيد
بله، داشتن همسري مشهور و مهم هم مي تواند باعث مشهور شدن شما شود. داشتن همسري با کلاس، با اعتماد به نفس و متعلق به خانواده اي معروف مي تواند پشت شما را صاف کرده و باعث احترام شما شود. پس در انتخاب همسر هم دقت کنيد، اگرچه به دست آوردن چنين همسراني کار هر کسي نيست.

8-  با مردم صحبت کنيد
ارتباط داشتن با مردم ضرري به شما نمي زند. هرچه افراد بيشتري را بشناسيد، با مردم بيشتري گفتگو خواهيد کرد و راه هاي بيشتري براي معروف شدن جلو رويتان قرار خواهد گرفت. 

9-  قدرت داشته باشيد
اين آشکارترين راه براي به شهرت رسيدن است. اما به دست آوردن قدرت کاري ساده نيست. گرفتن پستي مهم در يک شرکت مي تواند ساده ترين راه براي به دست آوردن قدرت باشد. اما بايد براي گرفتن اين پست ها هم کسي باشيد.

تلاش کنيد تا کسي شويد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کارهاي ديگري هم هست که مي توانيد با انجام دادن آنها صاحب شهرت شويد. اما اينها تاثير موقتي و زودگذر دارند. همه ي اين کارها به نحوي جزء زير مجموعه ي اين 9 کار که در بالا ذکر شد قرار مي گيرند. بعضي از اين راه ها تاثير گذارتر از بقيه بوده و بعضي به سرعت به نتيجه مي رسد، درحاليکه که بعضي ديگر جزء برنامه هاي طولاني مدت است. به هر حال کسي شدن کار ساده اي نيست. نيازمند ذکاوت و تلاش بسيار است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 16:48  توسط فرهنگ  | 

روشهاي جلوگيري از اتلاف مصرف انرژي در كشور

روشهاي جلوگيري از اتلاف مصرف انرژي در كشور

 

 

چكيده

بيش از سه دهه است كه كشورهاي عمده مصرف كننده حاملهاي انرژي، بصورت كاملاً جدي و برنامه ريزي شده، فعاليتهاي مربوط به كاهش تلفات ناشي از مصرف حاملهاي انرژي و سياستهاي بهينه سازي مصرف سوخت را دنبال كرده اند كه از اين رهگذر، نه تنها در هزينه هاي مربوط به مصارف انرژي، به صرفه جويي هاي قابل ملاحظه اي دست يافته اند، بلكه از توسعه فزاينده روند تخريب محيط زيست نيز به نحو مؤثري جلوگيري كرده اند. ارتقاء سطح تكنولوژي ساخت و توليد، افزايش درآمدهاي دولت از ناحيه مالياتهاي كنترل كننده مصرف سوخت و نظاير آن، از ديگر ثمرات اجراي سياستهاي مصرف انرژي بوده است.

در كشورمان نيز اين مهم از دهه 1370، مورد توجه جدي كارگزاران نظام و برنامه ريزان اقتصادي كشور قرار گرفته است. تأسيس سازمان بهينه سازي مصرف سوخت كشور در سال 1379، نقطه عطفي در گسترش و تعميق اين حركت، در فرايند توسعه اقتصادي كشور مي باشد. برنامه ها و سياستهاي اين سازمان در امور بهينه سازي انرژي و جلوگيري از تلفات مصرف سوخت، در سه گام تعيين استانداردها، تشويق و تنبيه، نظارت مستمر بر رعايت استانداردها و در چهاربخش ساختمان و مسكن، حمل و نقل، صنعت و پروژه هاي CNG دنبال مي شود. در اين مقاله به اهم برنامه هاي اجراء شده و در دست اجراء سازمان، پرداخته مي شود.

نگاهي به وضعيت مصرف انرژي در كشور

مصرف انرژي در بخشهاي مختلف اقتصادي كشور در سالهاي گذشته، روندي رو به رشد داشته است. آمارها نشان مي دهد كه طي سالهاي 1373 تا 1380 مصرف نهايي انرژي با رشد متوسطي برابر 1/4% درسال افزايش يافته است. در بين مصرف انواع حاملهاي انرژي، بيشترين رشد مربوط به گاز طبيعي است كه ناشي از اجراي برنامه هاي توسعه گازرساني و سياستهاي جايگزيني مصرف گاز طبيعي به جاي فرآورده هاي نفتي بوده است. طي همين دوره، مصرف نفت گاز بالاترين سهم از كل مصرف فرآورده هاي نفتي را دارا بوده است و بنزين با رشد متوسطي برابر 6/5% در سال، بيشترين رشد مصرف را در مقايسه با ساير فراورده هاي نفتي داشته كه متاسفانه اين روند طي سالهاي 1380 به بعد نيز به شكل بغرنج تري ادامه يافته است.

در جدول شماره 1، آمار وضعيت مصرف انرژي در بخشهاي مصرف كننده طي سال 1381 ارايه شده است.

جدول 1

ù

مقدار
(به ميليون بشكه معادل نفت خام)

ارزش

(به ميليون دلار)

û

خانگي

27/232

4/4749

تجاري، خدماتي و عمومي

75/57

23/1634

حمل و نقل

21/203

73/6758

صنعت

70/219

54/3734

كشاورزي

22/29

45/1185

ساير

75/2

46/210

خوراك پتروشيمي

03/48

70/304

جمع كل

93/792

50/18577

براي ارزبابي كارايي بهره برداري در مصرف انرژي ، از يك آمار مقايسه ايي استفاده مي شود كه در آن شدت مصرف انرژي در ايران، با چند كشور در حال توسعه و صنعتي جهان مقايسه شده است. اين اطلاعات نشان مي دهد كه در حاليكه در ايران در سال 1998، شاخص شدت مصرف انرژي 1037 (Toe /MM$95) بوده است، اين رقم در منطقه آسيا 258 و در متوسط جهاني 274 بوده است.

برنامه ها و طرحهاي بهينه سازي مصرف انرژي

گام اول : تعيين شاخصها و استانداردهاي مصرف سوخت

بر اساس ماده 121 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و آيين نامه هاي اجرايي آن، وزارت نفت موظف به تهيه، تدوين و به تصويب رسانيدن معيارها و مشخصات فني مرتبط با مصرف انرژي در تجهيزات، فرايندها و سيستمهاي مصرف كننده سوخت است به ترتيبي كه كليه مصرف كنندگان، توليد كنندگان و واردكنندگان اين تجهيزات، فرايندها و سيستمها ملزم به رعايت اين مشخصات و معيارها باشند. در اين راستا سازمان بهينه سازي مصرف سوخت كشور از طرف وزارت نفت عهده دار اجراي اين وظيفه گرديده و مسئوليت تهيه و تدوين معيارها، ضوابط و آيين نامه هاي اجرايي لازم براي ساماندهي مصرف سوخت در بخشهاي مختلف به عهده اين سازمان قرار داده شده است.

ù

نام طرح

û

ù

ساختمان و مسكن

تجديد نظر در قوانين مبحث 19 مقررات ملي

û

ù

تدوين استانداردهاي تعيين مشخصات فني و گونه بندي عايقهاي حرارتي

û

ù

ÿ

تدوين استانداردهاي تعيين مشخصات فني روشهاي تعيين ضرايب هدايت حرارتي و انتقال حرارت مصالح ساختماني

û

ù

لوازم خانگي

طرح تدوين و تجديد نظر در استانداردهاي لوازم خانگي مصرف كننده سوخت

û

ù

انجام آزمونهاي راندمان و معيارهاي مصرف انرژي (برچسب)

û

ù

ÿ

تدوين استاندارد برچسب انرژي لوازم خانگي گازسوز

û

ù

حمل و نقل

تدوين استاندارد و مميزي جايگاههاي سوختگيري

û

ù

آناليز تعيين كيفيت سوخت

û

ù

ÿ

تدوين معيارهاي مصرف سوخت در بخش حمل و نقل

û

ù

ÿ

تدوين استاندارد ملي در مورد CNG

û

گام دوم: تشويق و تنبيه بر مبناي استانداردهاي تعيين شده

در مرحله اول به منظور تشويق صنايع جهت ارتقاء بازده تجهيزات و لوازم مصرف كننده سوخت، اقدام به نوسازي و اصلاح صنايع لوازم خانگي و خودروسازي، خطوط توليد كارخانجات، پالايشگاهها و نيروگاهها مي گردد. براين اساس صنايع ملزم به رعايت استانداردها و معيارهاي تدوين شدة مصرف سوخت در مدت زمان تعيين شده براي آنها مي باشند. در مرحله دوم، اقدام به اعمال سياست تنبيهي در جهت بهبود وضعيت مصرف سوخت محصولات توليدي، خطوط توليد و تجهيزات انرژي بر آنها مي شود.

گام سوم: نظارت مستمر بر رعايت استانداردها

همانگونه كه عنوان شد، يكي از فعاليتهاي مهم اين سازمان براي صرفه جويي مصرف انرژي، نظارت مستمر بر رعايت استانداردها و معيارهاي تدوين شدة مصرف سوخت مي باشد. از ابزارهاي مهم جهت تحقق اين امر احداث آزمايشگاههاي متعدد لوازم و تجهيزات مصرف كننده انرژي است.

به اين منظور سازمان اقدام به احداث آزمايشگاههاي منطقه اي لوازم خانگي در 4 استان كشور و يك آزمايشگاه ملي به عنوان مرجع نظارت بر آزمايشگاههاي منطقه اي كرده است.

علاوه بر اين، اقدام به ارتقاء كيفيت ادوات و تجهيزات آزمايشگاههاي لوازم و تجهيزات مصرف كننده انرژي موجود در كشور شده است.

گذري و نظري بر طرحهاي بهينه سازي مصرف انرژي سازمان بهينه سازي

الف- بخش خانگي و تجاري

در يك تقسيم بندي كلي از پروژه هاي بهينه سازي مصرف سوخت در بخش ساختمان و مسكن به سه محور كلي مي توان اشاره كرد:

1- كمك به تحقق قوانين صرفه جويي انرژي در ساختمانها

مهمترين هدف اين پروژه در زمينه اجراي قوانين مبحث 19 مقررات ملي ساختمان در سطح كشور است. اين مجموعه قوانين كه به صرفه جويي انرژي در ساختمان مي پردازد، در حال حاضر با تلاشهاي سازمان براي ساختمانهاي بيش از 1000 متر مربع همچنين در مناطق 22، 5، 4 ،3 ، 2 ، 1 تهران اجباري شده است و تا پايان سال 1392 در كل كشور اجباري خواهد شد. در اين راستا برنامه هاي مميزي انرژي، اجراي پروژه ساختمانهاي نمونه به منظور الگوسازي ساختمانهاي با بازده انرژي بالا، كمك به كارخانجات توليد كننده تجهيزات و مصالح استاندارد در ساختمان سازي از قبيل شيشه هاي دوجداره، قاب PVC، عايق پشم سنگ و نظاير آن، ساخت آزمايشگاههاي تخصصي در بخش ساختمان و اجراي پروژه هاي آموزشي در دست اجراست.

2- افزايش بازده سوخت در تجهيزات انرژي بر خانگي

اين پروژه با هدف ارتقاء بازده بخاريهاي نفتي و گازي (دودكش دار و بدون دودكش) توليدي كارخانجات، آبگرمكن هاي نفتي و گازي (مخزن دار و فوري ديواري) و پكيج به اجراء در مي آيد. در جدول ذيل، وضعيت جاري و هدف براي تجهيزات انرژي بر خانگي در برنامه هاي در دست اقدام سازمان بهينه سازي معين شده است.

ù

نوع محصول

بازده

ميزان مصرف سالانه سوخت

û

راندمان حرارتي واقعي بر اساس استاندارد ملي

متوسط استاندارد راندمان هدف

وضعيت كنوني

هدف

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 12:19  توسط فرهنگ  | 

تقویت اراده و تادیب نفس

 

نيروي اراده چيست؟

نيروي باطني براي اتخاذ تصميمات، اقدام به كار، اداره و انجام اهداف و وظـايـف تـا زمـان تحقق يافتن آنها عليرغم تمام موانع، دشواريها، مشكلات و رنجهاي دروني و خـارجـي. نيروي ارده توانايي غلبه بر تنبلي، وسوسه ها و عادات منفي و دستيابي به اهداف ولو آنكه آن اهداف دشوار، خسته كننده و مغاير عادات و خلق و خوي شما باشند.

تاديب نفس چيست؟

صرف نظر كردن از يك لذت و خوشي زود گذر و آني به نفع يك هدف والاتر و بهتر. تـاديـب نفس توانايي تداوم عمل، افكار و رفتاري مي باشد كه به موفقيـت و پـيـشرفت مـنـتهي ميگردند. تاديب نفس نوعي كنترل نفس ميباشد كه سبب نظم بخشيدن به جنبه هاي روحـي-روانـي، احـساسي، فيزيكي و معنوي شخص مي گردد.هـدف از آن داشـتـن يـك زندگي محدود و معين نبوده و مقصود ما نيز زندگي درويش گونه نميباشد. تـاديب نفس تنها يكي از ستونهاي موفقيت و قدرت است. بـه شما قدرتي عطا ميكند كه تمام انرژي خودتان را بروي يك هدف متمركز كرده و با پـشتكار و سخت كوشي تا محقق گشتن آن از پاي نايستيد.

راهكارها

يكي از شيوه هاي كارآمد براي پرورش نيـروي اراده و تـاديب نفس امتناع از ارضاء و اقناع آرزوهاي بي اهميت و غيرضـروري ميباشد. هر فردي در زندگي دائما با آرزوها و وسوسه هاي بي حدي مواجه است كه اغلب آنها به واقع بي اهميت ميباشند.شما با خودداري ورزيدن از ارضاء تك تك آنها خودتان را قدرتمند خواهيد ساخت. با امـتـناع از آرزوهاي بي ثمر، مضر و غير ضروري بر خلاف عاداتتان رفتار كرده و نيروي دروني خود را تقويت كنيد.

1- براي 1 يا 2 روز روزنامه مطالعه نكنيد.

2- هنگاميكه احساس تشنگي كرديد آب بنوشيد، برغم ميلتان براي نوشيدن نوشابه.

3- بجاي استفاده از آسانسور از راه پله بالا و پايين برويد.

4- از اتوبوس يك ايستگاه بعد ويا قبل از مقصد اصلي خود پياده گرديد و باقيمانده مسير را پياده طي كنيد.

5- براي يك هفته يك ساعت زودتر از موعد معمول به رختخواب رويد.

6- هنگامي كه وسوسه شديد كه بستني بخوريد مقابـل ميـل خـود مقاومت كنيـد.

اينها تنها نمونه هاي معدودي از راهكارهايي ميـباشند كه به تقويت نيروي اراده و تاديب نفس شما كمك مي كنند. با نيروي اراده و تاديب نفس قادر خواهيد بود تا كنترل زندگي خود را بدست گرفته، به اهدافتان دست يافته،زندگي خود را بهبود بخشيده و به آرامش خاطر برسيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 12:13  توسط فرهنگ  | 

بانکهای خازنی

انواع توان در شبكه هاي توزيع

مي دانيم در شبكه هاي جريان متناوب توان ظاهري كه از مولدها دريافت مي شود به دو بخش توان مفيد و غير مفيد تقسيم مي شود . نحوه اين تقسيم به شرايط مدار بستگي دارد به اين معني كه هر قدر ضريب توان (CosΦ) به يك نزديكتر باشد سهم توان مفيد بيشتر است . اين اتفاق در مدارتي رخ مي دهد كه مصارف اهمي آن بيشتر است .مانند سيستمهاي روشنايي يا توليد گرما توسط انرژي برق . اما مي دانيم كه سهم عمده مصارف شبكه ها را مصرف كننده هاي (اهمي – سلفي ) دريافت مي كنند . مانند الكتروموتورها – ترانسفورماتورهاي توزيع – چوكها و .... كه درآنها سيم پيچ يا سلف نقش اصلي را ايفا مي كند . در سيمپيچها به علت خاصيت ذخيره سازي انرژي الكتريكي بصورت ميدان مغناطيسي توان همواره بين شبكه و سلف رد و بدل مي شود . سلف در يك چهارم زمان تناوب توان دريافت مي كند و در يك چهارم بعدي زمان ، توان را به شبكه پس مي دهد . درست است كه نتيجه رياضي اين عمل يعني عدم مصرف انرژي زيرا توان داده شده به سلف با توان دريافت شده از ان برابر است اما در عمل اين اتفاق رخ نمي دهد زيرا توان پس داده شده به شبكه امكان استفاده را براي مولد ايجاد نمي كند و اين توان در هر حالتي از مولد دريافت شده است . و براي رسيدن به مصرف كننده اهمي – سلفي از شبكه توزيع شامل : سيمها – كابلها و ... عبور كرده است .

نتيجه اينكه سلف تواني را از مولد دريافت مي كند اما اين توان را به شبكه پس مي دهد . اين توان قابل استفاده نيست و در مسير عبور تلف مي شود . پس مقدار از توان تلف مي شود . مصرف كننده هاي فوق براي انجام اينكار به توان مذكور نياز دارند اما اين توان براي شبكه مضر است و زيانهاي زير را در پي دارد :

- اضافه شدن جريان مولد و درنتيجه نياز به مولدهايي با توانهاي بيشتر
- چون جريان شبكه زياد مي شود به سيمها و كابلهايي با سطح مقطع بالاتر براي كاهش افت ولتاژ نياز است كه اين موضوع هزينه اوليه شبكه را افزايش مي دهد .
- اتلاف توان در شبكه هاي توزيع بصورت حرارت روي مي دهد در نتيجه هر كاري كنيد نمي توانيد از اين اتلاف جلوگيري كنيد . نتيجه اين اتلاف توان ،كاهش ولتاژ مصرف كننده مي باشد كه اين موضع راندمان مصرف كننده را پايين مي آورد .
- نمي توان اين توان را به مصرف كننده هاي اهمي سلفي تحويل نداد زيرا كار آنها مختل مي شود .



خازن ناجي شبكه هاي توليد و توزيع

توان هم در خازنها بصورت توان غير مفيد است درست مانند سلفها در يك چهارم پريود موج متناوب ،توان دريافت مي كنند و در يك چهارم بعدي توان را تحويل مي دهند پس خازنها هم مانند سلفها باعث افرايش توان راكيتو ( غير مفيد ) شبكه مي شوند اما اتفاق بامزه زماني روي مي دهد كه خازن و سلف با هم در شبكه قرار گيرند .
اين دو برعكس هم عمل مي كنند . يعني زماني كه سلف توان مي گيرد خازن توان مي دهد و زماني كه سلف توان مي دهد خازن توان مي گيرد . پس توانهاي غير مفيد اين دو فقط يكبار از شبكه دريافت مي شود و در زمانهاي بعد بين آنها تبادل مي شود بدون اينكه مولد اين توان را تحمل كند . پس مصرف كننده هاي اهمي سلفي توان راكتيو خود را دريافت مي كنند و مولد و شبكه توزيع آنرا توليد و پخش نمي كنند زيرا اين كار را خازن انجام مي دهد . اين خازنها از حالا به بعد ، خازنهاي اصلاح ضريب توان نام مي گيرند و وظيفه آنها تامين توان راكتيو مورد نياز مصرف كننده هاي اهمي سلفي است .



اتصال خازن به شبكه

خازنهاي اصلاح ضريب توان بايد در شبكه بصورت موازي قرار گيرند . براي اينكار در شبكه هاي تكفاز بايد به فاز و نول وصل شوند و در شبكه هاي سه فاز پس از اتصال بصورت ستاره يا مثلث آنگاه به سه فاز متصل مي شوند . مانند نقشه زير :
http://f7.yahoofs.com/users/4456488ezb5f4a273/2410scd/__sr_/b751scd.jpg?phA2qgFBUSfLnIJQ


http://f7.yahoofs.com/users/4456488ezb5f4a273/2410scd/__sr_/4c16scd.jpg?phA2qgFBsRpE589O

اين خازنها بايد از انواعي انتخاب شوند كه بتوانند دايمي در مدار قرار گيرند پس بايد بتوانند ولتاژ شبكه را تحمل كنند در محاسبه خازن از انواعي استفاده مي شود كه ولتاژ مجاز آنها 15% بيشتر از ولتاژ شبكه باشد .

محاسبه خازن

نقش خازن در شبكه كاهش توان راكتيو مصرف كنند هاي اهمي – سلفي از ديد مولدها است . با اين اتفاق ضريب توان مفيد به يك نزديك مي شود . پس با كنترل ضريب توان امكان كنترل توان راكتيو وجود دارد . اين كار بكمك يك كسينوس في متر صورت مي گيرد . يعني بكمك كسينوس في متر مي توان دريافت كه ضريب توان و در نتيجه توان راكتيو در چه وضعيتي قرار دارد .


دامنه تغييرات ضريب توان (CosΦ) :
نمودار زير دامنه تغييرات ضريب توان را نشان مي دهد .

http://f7.yahoofs.com/users/4456488ezb5f4a273/2410scd/__sr_/9331scd.jpg?phA2qgFBx_CvxMEa

خازن مذكور بايد برابر نياز شبكه باشد در غير اينصورت خود توان راكتيو از مولد دريافت مي كند و همچنين سبب افزايش ولتاژ آن مي شود . پس بايد خازن مطابق نياز شبكه محاسبه شود .


پرسش : شبكه به چه مقدار خازن نياز دارد ؟
پاسخ : مقداري كه ضريب توان را به يك نزديك كند . اين مقدار خازن خود توان راكتيوي ايجاد مي كند كه توان راكتيو مصرف كننده اهمي – سلفي را جبران مي كند . پس مقدار خازن به مقدار توان راكتيو مدار بستگي دارد . هر قدر اين توان قبل از خازن گذاري بيشتر باشد ، اندازه خازن نيز بزرگتر خواهد بود .

با توجه به مطالب گفته شده بايد براي محاسبه خازن دو مقدار مشخص شود :

يك – مقدار ضريب توان شبكه قبل از خازن گذاري
دو – مقدار ضريب توان شبكه بعد از خازن گذاري كه انتظار داريم شبكه به آن برسد
سه - اندازه توان اكتيو

پس از تعيين اين مقاديرمراحل زير را پي مي گيريم . براي مقدار ضريب توان مطلوب مثلا عدد 9/0 مقدار خوبي است . حال دو مقدار ضريب توان داريم يكي ضريب توان شبكه قبل از خازن گذاري و ديگري ضريب توان مطلوب كه مي خواهيم با گذاردن خازن به آن برسيم . بكمك رابطه زير مقدار توان راكتيو مورد نظر را كه با آمدن خازن تامين مي شود محاسبه مي كنيم . ( توجه : در خريد خازنهاي اصلاح ضريب توان بجاي فارد براي تعيين ظرفيت خازن از ميزان توان راكتيو آن خازن سخن گفته مي شود.)


محاسبه خازن در اين مرحله تمام مي شود و مقدار توان بدست آمده همان مقدار خازن موردنياز است .

Q = P . F

برگرفته از وبلاگ :برق به زبان ساده http://nakissa.persianblog.com

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 9:18  توسط فرهنگ  |